اسلام دعوت كردند . از همين رو آنان جمع شدند تا در اين باره تصميمگيرى كنند .
در اين ميان برخى هم چون « كرز بن سبر حارثى » و « جهير بن سراقه بارقى » اصرار بر جنگ با پيامبر داشتند و عدهاى همچون « عاقب » و « سيد » كه از جنگ با پيامبر خدا صلى اللَّه وعليه وآله هراس داشتند ، به عافيتطلبى رأى دادند . اما « حصين بن علقمه » كه اسقف بزرگ و دانشمندترين نصارا بود ، آنان را از جنگ برحذر داشت ؛ چرا كه وى علاوه بر ايمان به حضرت مسيح ، به پيامبر اكرم صلى اللَّه وعليه وآله نيز ايمان داشت ، ولى ايمان خود را كتمان مىكرد .
پس از گفتگوى بسيار ميان بزرگان نجران ، پيشنهاد ديدار با پيامبر صلى اللَّه وعليه وآله و بحث با وى داده شد كه پس از اين پيشنهاد ، گروهى از بزرگان نجران براى ديدار با پيامبر عازم مدينه شدند . زمانى به مدينه رسيدند كه پيامبر در مسجد حضور داشتند . پس از سه روز ، پيامبر آنان را به اسلام دعوت نمود . آنان در جواب عرضه داشتند : اى ابوالقاسم ، به جز يك صفت ، تمامى صفاتى را كه در كتابهاى الاهى از ويژگىهاى پيامبر پس از حضرت عيسى عليه السلام بيان شده است در تو يافتهايم و آن نشانه از همهء نشانهها پراهميتتر و از جهت نشانه و راهنمايى روشنتر است .
رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود : « آن صفت چيست ؟ » عرض كردند :
ما مىبينيم كه در « انجيل » آمده است كه يكى از اوصاف پيامبر پس از حضرت مسيح عليه السلام اين است كه مسيح را تصديق مىكند و به او ايمان مىآورد ، ولى تو به او ناسزا گفته و او را تكذيب مىكنى و گمان مىكنى كه او بنده خدا است .
بدين سان بحث و منازعهء آنان با پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله تنها درباره حضرت عيسى عليه السلام بوده است .
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 242
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٤٢