مىخريدند و بر سر آن به كشمكش بر مىخاستند » .
چون تو به حق تسليم شدى به جستجوى آن برخواهى خاست . و چون به جستجويش برخاستى او را خواهى يافت . اگر بگوييم نياز ، مادر هر اختراعى است ، احساس سبب اصلى شناخت است ، زيرا انسان هيچ چيزى را نمىشناسد مگر زمانى كه به شناخت آن احساس نياز كند كسى كه ايمان ندارد به گمانهاى خود بسنده مىكند و هرگز احساس نياز به معرفت نمىكند ، زيرا هوى و هوس اساسا نزد او موجود است و او براى جستجوى آن انگيزهاى ندارد .
در آيات پيش ديديم ، كه خداى تعالى براى ما بيان داشت كه ايمان بصيرت است . پس كافر چون كور و كر است در حالى كه مؤمن شنوا و داناست .
پردههاى هوى مانع مؤمن نمىشوند ، پيشداوريها و عقدههاى روانى سد راه او نيستند . مؤمن عينك رنگين بر چشم ندارد . خواه اين عينك رنگين افكار جاهلى باشد يا نظريات منفى . ديدگاهش حزن و اندوه باشد يا غرور و آرزو .
مؤمن غالبا در برابر زندگى منفعل نيست ، زيرا زندگى را به صورت طبيعىاش مىبيند . خدا را به سبب نعمتهايش سپاس مىگويد و در حال بلا بر بلا صبر مىكند و همواره زبانش شاكر است و قلبش ستايشگر . چرا ؟ / 93 زيرا مىداند كه نعمتها از خداى سبحان است . در حالى كه كافر مىپندارد كه خود منبع نعمتهاست و چون خدا نعمتى به او مىدهد بازهم افزون مىطلبد .
يكى از نعمتهاى بزرگ خدا رسالتى است كه پاكترين آفريدگانش براى ما آورده است . چه زيانكارند كسانى كه رسالت پيامبر آنان را سود ندهد . خوشا به حال مؤمنان زيرا خداى تعالى بر عهده گرفته كه آنان را يارى كند . رسالتهاى تجلى بزرگترين رحمتهاى الهى هستند . هم چنان كه ابرهاى پر بركت زمين را سيراب مىكنند و نعمت مىبخشند و پس از نوميدى مردم تشنه را اميدوار مىسازند .
آيا زمين را نمىنگرى كه چسان شاداب و سرسبز مىشود هنگامى كه كشتههايش مىرويد ؟ اينها آثار رحمت خداوندى هستند . زمين مرده زنده مىشود ، از اين پى مىبريم كه خداى تعالى قادر است مردگان را پس از مرگ زندگى دوباره
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 76
مساهمون: احمد آرام
ص٧٦