تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
است كه به آنها رخصت شفاعت داده شده . زمانى وحشت و هراس از آنها دور شده كه اجازت داده شده كه از آنان شفاعت شود در حالى كه باقى هم چنان در وحشت و هراس‌اند . «
وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ
- و او بلند مرتبه و بزرگ است . » پس شفاعت جز به اذن او صورت نبندد و جز او كس نتواند كه ايمنى دهد و نجات جز به او نيست . در آيه تفسيرهاى ديگرى هم هست ولى آنچه ما گفتيم با سياق عبارت و مقتضاى حال مناسب‌تر است . [ 24 ] همچنين به دفع توجيهات ديگر اينان مىپردازد . مثلا اين تصور كه غير خدا هم مىتواند روزى دهد . خواه سلطان باشد يا مالدار يا جز آن دو . پروردگار هر رازق ديگرى غير از خود را نفى مىكند . «
قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
- بگو از آسمانها و زمين چه كسى به شما روزى مىدهد ؟ » چه كسى ابرهاى باران‌زاى را مىفرستد و پرتو خورشيد را به زمين مىتاباند و انسان را به طريق زراعت و صناعت راه مىنمايد و او را نيرو مىبخشد ؟ «
قُلِ اللَّهُ
- بگو : خداى يكتا . » از اين سبك ترديدآور ما به حقيقت و واقعيت راه مىيابيم . «
وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
- اينك ما و شما يا در طريق هدايت هستيم يا در گمراهى آشكار . » اين اسلوب كافر را وا مىدارد كه در راه خود شك كند . / 464 مثلا در امر رسالت شك كند كه آيا راست است يا نه و همين شك او را به حقيقت راهبر مىآيد و مرحله به مرحله پيش مىبرد تا به حقيقت برسد . اما كسى كه در طريقهء ضالّه خود اصلا شك نمىكند بلكه جزما به صدق عقيدهء خود معترف است ، چنين كسى هرگز به حقيقت نخواهد رسيد . [ 25 ] طرز فكر توجيه گراى ديگر كه قرآن به دفع و بطلان آن مىپردازد ، اين
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 371 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي