اما تمدن ديگر تمدن سبا بود . آنان را دو باغ در طرف راست و چپ بود .
خدا آنان را نيز به سپاسگزارى فرمان داد ولى آنان اعراض كردند و خدا سيل عرم را بر آنان گماشت .
مثل آنها مثل آن قريهء امنى بود كه خدا آن را بركت داده بود . آنان كافر شدند و خدا آنان را داستان عبرت آموز مردم شكيبا و شاكر قرار داد . ( 10 - 19 ) / 413 قرآن اساس بهانهجوييها و توجيهات بى جا را كه كافران بدانها اعتماد مىكنند و خود در عين حال حجاب دلهاست و پردهء ديدهها ، نفى مىكند . از اين قرار :
الف : همهء كارهاى بد خود را به گردن ابليس انداختن . قرآن تأكيد مىكند ابليس را قدرتى نيست . بلكه خدا مردم را به ابليس مىآزمايد . تا معلوم شود كه چه كسانى واقعا به آخرت ايمان دارند و چه كسانى را در قيامت شك و ترديد است .
ب : بتانى كه مىپندارند آنان را بىنياز مىكنند . ولى اين اعتماد ناچيز مىشود ، زيرا آنان مالك ذرهاى در آسمانها و زمين نيستند و در سلطهء الهى شركتى ندارند . آنان را ياران و مددكاران نتوانند شد و شفاعتشان پذيرفته نخواهد شد . كسى را روزى نخواهند داد و بارى از دوششان برنتوانند داشت .
ج : مردم يا بر هدايتاند يا در ضلالت و اهل صلاح بار مسئوليت مجرمان را بر دوش نخواهند كشيد . ( 20 - 27 ) در ادامهء سوره مىخوانيم كه رسول خدا بشارت دهنده و هشدار دهنده است همهء مردم را . وعدههاى خدا آمدنى است ، حتى يك ساعت هم پس و پيش نمىشود . و چون قيامت برپا شود كيفر كفرشان آشكار خواهد شد . در آن روز كافران خود را ملامت مىكنند و ديگران را سبب گمراهى خود مىشمارند .
د : مستضعفان تقصير را به گردن مستكبران مىاندازند ولى آنها را ياراى آن نيست كه از بار گناهان آنان بكاهند . بلكه مىگويند شما خود مجرمان هستيد و چون همه را در يك زنجير كشند در مىيابند كه هر كس مسئول اعمال خود بوده است .
زيرا در عذاب همه مشتركاند .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 331
مساهمون: احمد آرام
ص٣٣١