/ 298 «
وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ
- و چون مؤمنان آن گروهها را ديدند . » همانند منافقان كه گريخته بودند نگريختند و بر خط و مرام خود يقين بيشتر حاصل كردند .
«
قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
- گفتند : اين همان چيزى است كه خدا و پيامبرش به ما وعده دادهاند . » از اين آيه مستفاد مىشود كه از ويژگيهاى تربيت مكتبى اين است كه حقيقت مسير حركت انسان را به او بگويد حتى اگر راه خوفناك و پر مخاطره باشد به آن تصريح كند . اين امر سبب مىشود كه شخص در برابر بحرانها و مشكلات پايدارى ورزد ، زيرا در مقابل عمل انجام شده قرار نگرفته بلكه حادثه را امرى طبيعى مىانگارد . به همين سبب بود كه مؤمنان اصرار داشتند كه به رغم وضع دشوار و خطرناكى كه پديد آمده بود خود را در ورطه جنگ در اندازند و منافقان كه از چنين حالتى بىبهره بودند ، آنها را نهى مىكردند .
وقتى مؤمنان زمانى مشكلات را روياروى ديدند كه خدا آنها را وعدهء پيروزى داده بود و مىدانستند كه خدا وعدهء خود خلاف نكند و تحقق هر وعدهاى دليل است بر تحقق وعدههاى ديگر .
«
وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
- و خدا و پيامبرش راست گفتهاند . » در مقابل منافقين كه در صدق وعدهء الهى در دل مؤمنان تخم ترديد مىپراكندند . آيا خدا آنان را وعدهء پيروزى نداده بود . يكى از بزرگترين عوامل پايدارى در مواقع و مواضع دشوار آگاهى قبلى از آن است تا از لحاظ روحيه آمادگى حاصل شود . و چون مؤمنان از جنگ سختى كه در پيش بود قبلا خبر يافته بودند و نيز خدا و رسولش به آنان وعدهء پيروزى داده بودند از آن همه سختى :
«
وَ ما زادَهُمْ إِلَّا إِيماناً وَ تَسْلِيماً
- جز به ايمان و تسليمشان نيفزود . » / 299 يعنى تجمع احزاب و واگذاشتن منافقان كار را در بحبوحهء آن از ايمانشان به خدا و رسول او نكاست آنان راه راستى را كه در آن گام نهاده بودند نيكو مىشناختند . پس در برابر پروردگارشان تسليم شدند .