تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
گفت : « بار خدايا او را حفظ كن از پيش رو و پشت سرش و طرف راستش و طرف چپش و از بالاى سرش و از زير پايش » على به ميدان مىآمد و رجز مىخواند :
لا تعجلن فقد اتاك مجيب صوتك غير عاجز * ذو نسية و بصيرة و الصدق منجي كل فائز اني لارجو ان اقيم عليك نائحة الجنائز * من ضربة نجلاء يبقى ذكرها عند الهزائز
عمرو پرسيد : تو كيستى ؟ گفت : « من على هستم » . پرسيد : « پسر عبد مناف » گفت : « آرى على بن ابى طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف » . عمرو گفت : « برادر زاده غير از تو و مسن‌تر از تو بازهم كسانى بودند من دوست ندارم خون تو را بريزم » . على گفت : « ولى به خدا سوگند من از ريختن خون تو باك ندارم » . عمرو از اسب فرو جست و شمشير بكشيد و چون شعلهء آتشى به سوى على آمد على نيز پيش تاخت . عمرو شمشيرى بر سر او زد كه سپر را بشكافت و بر فرق او نشست . على نيز بر گردن او زد . عمرو بيفتاد عمرو به پشت روى زمين افتاد و ميانشان چندى كشاكش در گرفت . صداى تكبير على برخاست . رسول اللَّه گفت : « قسم به كسى كه جانم را در دست دارد على عمرو را كشت » . / 293 اولين كسى كه از ميان گردى كه برخاسته بود گذشت عمر بن الخطاب بود . على را ديد كه به زره عمرو گرد از چهره مىسترد . عمر صدا به تكبير بلند كرد و گفت : « يا رسول اللَّه على عمرو را كشت » . پس سرش را بريد و به سوى رسول اللَّه آمد ، چهره‌اش به شادمانى مىدرخشيد عمر گفت : چرا زره‌اش را از تنش بيرون نياوردى ؟ كه در ميان عرب زرهى از آن بهتر نيست . على سبب بگفت كه حيا مانع شده . پيامبر على را گفت : بشارت باد تو را يا على اگر كار امروز تو را با اعمال همهء امت محمد بسنجند از آنها افزون آيد . امروز خانه‌اى از خانه‌هاى مشركان نيست مگر آن كه با قتل عمرو در آن وهنى پديد آمد و خانه‌اى از خانه‌هاى مسلمانان نيست مگر عزتى در آن آشكار شد . « 9 »
هامش
( 9 ) - مجمع البيان ، ج 7 و 8 ، ص 340 .