يعنى از بالاى وادى - از ناحيهء شام - و آنها يهود بنى قريظه و بنى النضير و غطفان بودند .
«
وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ
- و از سمت پايين بر شما تاختند . » يعنى از ناحيهء مكه - از سوى مغرب - و اينان قريش و اعراب پيرو آنان بودند . چنان خوف بر بعضى چيره شده بود كه مردمك چشمها در چشمخانه ثابت قرار نمىگرفت .
«
وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ
- چشمها تيره شده . » دلها به شدت مىزد آن سان كه مىپنداشتيد كه اكنون از حنجره بيرون مىزند .
«
وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا
- و دلها به گلوگاه رسيده بود و به خدا گمانهاى گونهگون مىبرديد . » / 275 در چنان ساعتى انسان را افكار مختلف به سر مىزند ، بسا افكار باطل ، چنان كه حتى مىپندارد كه خدا يارىاش نخواهد كرد .
[ 11 ] ولى گاه حوادث نزديك مىشوند و پيروزى به تأخير مىافتد و جامعهء در معرض انواع بلا قرار مىگيرد و اين براى مشخص كردن روحيهء مردم جامعه است كه آيات تا چه حد مىخواهد فداكارى كند و از جان مايه بگذارد . و مؤمن و منافق از هم جدا شوند .
«
هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ
- در آن جا مؤمنان در معرض امتحان در آمدند . » اين امر براى مؤمنان وسيلهء امتحان بود - چون آنچه در دلهايشان نهفته داشتند بر زبانشان آشكار ساخت - چنان كه سختى و دشوارى كار خصلتهايى را كه به وجود مؤمنان راه يافته بود و در خور يك شخصيت مؤمن نيست ، از جان آنان زدود و بر ايمان و صفاى دل ايشان افزود .
«
وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً
- و سخت متزلزل شدند . » بخش اخير از آيه را احتمال دو تفسير است يكى وصف طبيعت امتحان كه از شدت سختى شبيه زلزلهاى شديد است يا سخن از نتيجهء امتحان است كه مؤمنان