تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
از وضع خود سخت مضطرب شده بودند . به عبارت ديگر مؤمنان دو گروه شدند . گروهى امتحان در آنها تأثير منفى داشت و ضعف نشان دادند . و فرقه‌اى را جز به ايمان و اعتقاد نيفزود . [ 12 ] اما منافقان رسوا شدند . هم در برابر رهبرى دينى و هم در برابر جامعه . شايد جدا شدن اين دو گروه از يكديگر از مهمترين اهداف و فوائد بحرانهايى باشد كه بر زندگى بشر سايه مىافكند . / 276 منافق كسى است كه با دو شخصيت زندگى مىكند : شخصيت انسان مؤمن صادق ، و اين شخصيت را ظاهر مىسازد تا بتواند شخصيت حقيقى خود را كه شخصيت دوم اوست با خودخواهيها و دجاليت خود در پشت آن مخفى كند و چون موقعيت نامناسب پيش آمد يعنى منافع و مصالحش در خطر افتاد شخصيت مثبت خود را بروز مىدهد و در موقعيت ديگر شخصيت منفى خود را . «
وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
- زيرا منافقان و آنهايى كه در دلهايشان بيمارى است مىگفتند : » مراد از اينان مؤمنانى هستند كه هنوز در دلهايشان حقد و حسد و استكبار ريشه دارد . اينها هم مثل منافقان عمل مىكنند زيرا اين بيمارى بسا موجب فرار از صحنه شود اينان نيز به هنگام تنگى مىگويند : «
ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً
- خدا و پيامبرش جز فريب به ما وعده‌اى نداده‌اند . » و استدلالشان اين است كه پيروزى بر آنان نازل نشده است . [ 13 ] در اين جا جماعتى از ترديد كنندگان و شك آورندگان هستند كه تنها به فرار خود اكتفاء نمىكنند ، بلكه جوى به وجود مىآورند كه در عقيده ديگران هم تزلزل پديد آورند و اين طبيعت منافقين است . «
وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا
- و گروهى از آنها گفتند : اى مردم يثرب اينجا جاى ماندنتان نيست باز گرديد . » در مواقعى كه امتى با خطر مواجه مىشود بيش از هر چيز به اعتماد به خود و