تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
«
وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ
- و فرزند خواندگانتان را فرزندانتان نساخت . » قرآن مىگويد كه اين عادت با تعاليم الهى موافق نيست و نه با فطرت بشر . بلكه از ساخته‌هاى ذهن شماست .
« ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ
- اينها چيزهايى است كه به زبان مىگوييد . » اگر به دلهايتان مراجعه كنيد و از فطرتهاى خود بپرسيد مسلما آن را رد خواهيد كرد . ممكن نيست / 262 كه دل انسان قبول كند كه فرزند خوانده واقعا فرزند است اگر چه آن را هزار بار به زبان گفته باشد . «
وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ
- و سخن حق از آن خداست . » حق همان قانون فطرى و حقيقت خارجى است . و اين صفت قرآن است كه با كتاب طبيعت منطبق است . هم چنان كه طبيعت آيات قرآن را به ياد ما مىآورد و ما را به آن راه مىنمايد . خداوند در ضمن آيات قرآن ما را به سنن و قوانين طبيعت آشنا مىسازد . «
وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ
- و اوست كه راه مىنمايد . » در متن آيه « السّبيل » با الف و لام آمده است اين الف و لام راه را محدود مىكند يعنى اين راه هر راهى نيست بلكه راه راست و مستقيم است . [ 5 ] آن گاه به حكم كودكان سر راهى مىپردازد و اين حكم با حكم جاهليت منافات دارد كه هر كس او را به فرزندى مىپذيرفت و تربيت مىكرد پدر او در نسب شناخته مىشد . چنان كه مىگويد : «
ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ
- پسر خواندگان را به نام پدرشان بخوانيد كه نزد خدا منصفانه‌تر است . » يعنى با شريعت الهى بيشتر منطبق است و با فطرت بشرى بيشتر تطبيق مىكند . در حالى كه اهل جاهليت با اين امر مخالف بودند و هر كس پسرى را به فرزندى مىپذيرفت پدر او تلقى مىشد هر چند پدرش شخص ديگر باشد . عادت
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 214 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي