اين كار هدف و غرض مهمّى دارد . اين غرض تنها با عصمت حجتهاى خدا تأمين مىشود و اگر نبى و امام معصوم نباشند ، هدف حاصل نمىشود و اين از بارى تعالى محال است . پس نبى يا امام بايد معصوم باشد .
خواجه نصيرالدين طوسى در تجريد در اين باره مىنويسد :
ويجب في النبيّ العصمة ، ليحصل الوثوق فيحصل الغرض ؛ « 1 »
عصمت در نبى واجب است تا اين كه اطمينان [ مردم به او ] حاصل شود و در نتيجه غرض از [ فرستاده شدن ] او حاصل گردد .
در توضيح كلام محقّق طوسى به چند نكته اشاره مىكنيم :
نكتهء يكم : خداوند سبحان با بندگانش به صورت مستقيم ارتباط برقرار نمىكند ، پس بايد ميان خالق و مخلوق واسطهاى باشد تا اين ارتباط را برقرار سازد . واسطه ميان خدا و انسانها نمىتواند از جنس ملك باشد ، زيرا علاوه بر نياز به انس انسانها به آنان ، الگويى عملى براى انسانها بايد باشند تا بتوانند در عمل از آنان الگو بردارى كنند . از اين رو اگر خداى تعالى مَلَك و فرشتگان را نيز براى هدايت انسانها مىفرستاد ، بايد به شكل همانان قرار مىداد ، همانطور كه خداى تعالى در اين باره مىفرمايد :
« وَلَوْ جَعَلْناهُ مَلَكًا لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ » . « 2 »
نكتهء دوم : واسطهء ميان خدا و خلق بايد از سوى خداى متعال تعيين و نصب گردد و هيچ كس در اين كار شايستگى دخالت ندارد كه در سطور گذشته به آن پرداختيم .
نكتهء سوم : خداوند متعال پس از پيامبر امامى را نصب كرده است ؛ از همين رو هيچ كوتاهى از جانب پروردگار صورت نگرفته و رابط ميان خلق و خالق موجود است .
هامش
( 1 ) . كشف المراد في شرح تجريد الإعتقاد : 471 .
( 2 ) . سورهء انعام : آيه 9 .