خلاف ذهب المعتزلة و كثير من غيرهم إلى جوازها . والمختار المنع ، لأنّا أمرنا بالإقتداء بهم فيما يصدر عنهم ، فكيف يقع منهم ما لا ينبغي . و من جوّزه لم يجوزه بنصٍّ ولا دليل ؛ « 1 »
امت اسلامى بر پاكى انبياء از گناهان بزرگ و كوچك و پستىها و در امور تبليغى و غير تبليغى اجماع دارند ، اما در ارتكاب گناهان كوچكى كه موجب وهن و سبكى پيامبر نشود اختلاف نظر وجود دارد . معتزله و بسيارى از اشاعره معتقد به جواز ارتكاب آن گناهان هستند و قولى كه ما انتخاب كرديم ممنوعيّت چنين گناهانى است ؛ چرا كه ما مأمور به تبعيّت از آنها در هر عملى كه انجام مىدهند هستيم ، و چطور اعمال ناشايست از آنها سر بزند در حالى كه از طرفى ارتكاب آن اعمال جايز نيست و از طرف ديگر ما نيز مأمور به اقتدا باشيم .
پس حافظ سبكى نيز بر خلاف جمهور اهل سنّت پيامبران را معصوم مىداند و معتقد است كه اگر انجام گناهان كوچك براى پيامبر جايز باشد ، بايد ادلهء اقتدا و تبعيّت از ايشان تخصيص بخورد و حال آن كه هيچ دليلى بر چنين تخصيصى وجود ندارد .
بر اساس آنچه گذشت ، عصمت پيامبران از سه جهت عموميت و اطلاق دارد :
1 . حجت خدا از ابتداء تا انتهاى عمر معصوم است ؛
2 . عصمت به گناه و معصيت اختصاص ندارد ، بلكه خطا و سهو و نسيان را هم در برمىگيرد ؛
3 . عصمت ، امور عرفى و اجتماعى را نيز شامل مىشود و به عقائد ، تبليغ احكام شريعت و انجام واجبات و محرمات اختصاص ندارد .
دليلهاى عقلى عصمت
دليل يكم : تأمين غرض
واضح است كه نصب پيامبر و جانشين او عبث نيست ، بلكه خداوند متعال از
هامش
( 1 ) . همان : 7 / 328 .