دليل سوم : « فاقد الشيء لا يعطي » ؛ كسى كه ندارد چگونه ببخشد ؟ !
بر اساس حكم روشن عقل ، كسى كه چيزى ندارد نمىتواند آن را به ديگران ببخشد ، فرقى نمىكند آن شىء مادى باشد يا معنوى .
مرحوم علامهء مجلسى در اين باره مىفرمايد :
واعتقادنا فيهم أنهم موصوفون بالكمال والتمام والعلم من أوائل أمورهم إلى أواخرها ، لا يوصفون في شيء من أحوالهم به نقص ولا جهل ؛ « 1 »
اعتقاد ما دربارهء معصومين اين است كه ايشان موصوف به كمال و تمام در تمامى امور و موصوف به علم از ابتداى عمر تا آخر آن هستند ، و هرگز و در هيچ جهتى از احوالاتشان نقصى وجود ندارد .
بر اساس اين عبارت ، معصوم هيچ گاه به نقص ، جهل ، انحراف ، سهو ، خطا و فراموشى دچار نمىشود ؛ زيرا كار نبى يا امام رساندن بشريّت به كمال است ، پس چگونه كسى كه ناقص است مىتواند ديگران را به كمال برساند ؟ جاهل چگونه مىتواند به ديگران علم بدهد ؟ و كسى كه ندارد چگونه ببخشايد ؟
در نتيجه آن كه هدايت ديگران را بر عهده دارد ، بايد داراى تمامى كمالات بوده و از هر نقصى مبرا باشد و اين همان معصوم است . پس با نبود عصمت ، هدايتى حاصل نمىشود .
دليل چهارم : إقتدا و پيروى در سايهء عصمت
آياتى در قرآن مجيد وجود دارد كه به انسانها پيروى و تبعيّت از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله را گوشزد مىكند كه به برخى از آيات مىپردازيم .
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار : 11 / 72 ، به نقل از الإعتقادات في دين الإماميّة : 96 .