و در آيهاى ديگر مىفرمايد :
« وَما مُحَمَّدٌ إِلّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرينَ » ؛ « 1 »
و نيست محمّد مگر رسولى كه پيش از او رسولانى بودهاند آيا اگر او رحلت كند يا شهيد شود شما به [ شرك ] سابق خود برمىگرديد ؛ حال آن كه هر كس به [ شرك ] سابق خويش باز گردد زيانى به خدا نمىرسد و خداوند به شكرگذاران پاداش خواهد داد .
با توجه به شأن نزول دو آيه قبل ، « 2 » و با توجه به اين كه مردم بعد از رسول اللَّه همچنان تظاهر به اسلام داشتند و هيچ يك از شعائر دين ترك نشده بود ، نتيجه سه آيه اين است كه عدم پذيرش امامت و تسليم نشدن در مقابل جانشين خاتم الانبياء عليه السلام ، ارتداد و بازگشت به جاهليت است . بنابراين از اصول دين بودن امامت اميرالمؤمنين عليه السلام به وضوح از آيات فوق به اثبات مىرسد .
دلالت سنّت
رواياتى در منابع معتبر وجود دارد كه مورد اتفاق فريقين است ، و اصل بودن امامت از اين روايات به خوبى استفاده مىشود . برخى از اين روايات در ادامه مطرح مىگردد :
حديث « من مات و لم يعرف امام زمانه . . . »
قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله : من مات من أهل القبلة و لم يعرف إمام
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران : آيه 144 .
( 2 ) . اين دو آيه در غدير خم - آيه اول قبل از خطبهء رسول اللَّه و آيه دوم بعد از بيعت گرفتن از مردم - نازل شده ، و تفصيل اين مطلب در شرح حديث غدير خم خواهد آمد ان شاء اللَّه .