از موارد ديگر در زندگى انس كتمان حديث غدير و عدم شهادت به آن است .
اميرالمؤمنين عليه السلام در كوفه بالاى منبر اعلام كردند كه هر كس حديث غدير را از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله شنيده است برخيزد و شهادت دهد كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله در روز غدير فرمودند :
من كنت مولاه فهذا علي مولاه ، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه ؛
هر كس من مولاى اويم ، اين على مولاى اوست خدايا كسى كه ولايت او را بپذيرد او را تحت سرپرستى خود قرار بده و دشمن كسى باش كه با او دشمنى كند .
جمعى برخاستند و شهادت دادند و تعدادى هم كتمان كردند . انس از افرادى بود كه شهادت نداد . وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام از وى پرسيد چرا شهادت نمىدهى ؟
او در پاسخ گفت : من پير شدهام و فراموش كردهام ! حضرت هم دعا كرد كه اگر انس دروغ مىگويد ، خداوند او را به مرضى ظاهر مبتلا سازد كه قادر به مخفى كردن آن مرض نباشد .
بر اثر دعاى اميرالمؤمنين انس دچار بيمارى « برص » يعنى « پيسى » شد به طورى كه هر چه عمامهاش را بزرگتر مىكرد نمىتوانست آن لكه را بپوشاند .
توجه به اين نكته ضرورى است كه انس در اين جريان حداكثر 45 سال داشته است ؛ زيرا براساس آن چه نقل شده ، انس در سن هشت سالگى به خانه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله آمد و خادم ايشان شد . پيامبر ده سال در مدينه حيات داشتند .
پس سنّ انس هنگام رحلت رسول خدا هجده سال بوده است .
اميرالمؤمنين عليه السلام بعد از 25 سال امور را به دست گرفتند ، پس در خلافت ظاهرى اميرالمؤمنين انس 43 ساله بوده است . بنابراين روشن است كه ادّعاى پيرى به عنوان عذرى براى عدم شهادت به حديث غدير ، دروغى مضحك بوده ، و به همين
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى) — صفحة 232
مساهمون: السيد علي الحسيني الميلاني
ص٢٣٢