رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود : اى انس ببين چه كسى پشت درب است . گفتم :
خدايا او را مردى از انصار قرار بده ، پس رفتم وقتى ديدم على [ عليه السلام ] پشت درب است گفتم : رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله مشغول كارى است .
بر اساس برخى نقلها انس اين دروغ را تا سه مرتبه تكرار كرد . بار سوم اميرالمؤمنين عليه السلام درب را هل دادند و وارد شدند . در برخى روايات هم آمده است كه خود رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله درب را باز كردند . برخى نقلها حاكى از آن است كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله از همان جا كه نشسته بودند ، خطاب به انس ندا كردند :
كيست كه هر بار مىآيد و تو مىگويى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله مشغول كارى است ؟ اگر على است بگو وارد شود ! اميرالمؤمنين عليه السلام وارد شدند . « 1 »
و در روايت ديگرى آمده است :
فلما رآه النبي صلّى اللَّه عليه وآله تبسّم وقال : الحمد للَّه الذي جعلك ، فإني أدعو في كلّ لقمة أن يأتيني اللَّه بأحبّ الخلق إليه وإليّ فكنت أنت . « 2 »
هامش
( 1 ) . اين داستان يكى از ادلهء قطعى براى اثبات امامت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است زيرا فقط « احب الخلق إلى اللَّه وإلى رسوله » شايستگى جانشينى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله را دارد . از اين رو ، اهل سنّت تلاش كردهاند به اشكال مختلف در سند و دلالت اين حديث خدشه كنند . برخى از عالمان سنّى هم گفتهاند اختصاص اين قضيه به اميرالمؤمنين عليه السلام از آن جهت بوده است كه ابوبكر و عمر در آن روز به مسافرت رفته بودند و در مدينه حضور نداشتند ، امّا أبويعلى موصلى و نسائى مىگويند :
جاء ابوبكر فردّه وجاء عمر فردّه ؛ وجاء علي فأذن له ؛
ابوبكر آمد و او را رد كردند سپس عمر آمد او را هم برگرداندند و على [ عليه السلام ] آمد و به ايشان اجازه دادند .
مسند ابويعلى : 7 / 105 حديث 4052 ، خصائص على بن ابىطالب : 52 ، مجمع الزوائد : 9 / 168 حديث 14725 . هيثمى مىگويد : رجال حديث مسند ابويعلى ثقه هستند .
( 2 ) . ذخائرالعقبى : 1 / 62 ، جواهر المطالب : 1 / 52 .