اين رو حضرت سيدالشهدا عليه السلام را مانعى در راه رسيدن به اهداف خود مىدانست و از حضور آن حضرت در مكه رنج مىبرد . و براى خروج امام حسين عليه السلام از مكه لحظه شمارى مىكرد تا در مكه بىرقيب باشد .
در ارشاد مىنويسد :
لأنه قد عرف أنّ أهل الحجاز لا يبايعونه مادام الحسين عليه السلام في البلد ؛ « 1 »
زيرا او مىدانست كه مردم حجاز تا زمانى كه امام حسين عليه السلام در آن سرزمين است با او بيعت نمىكنند .
بنابراين روشن است كه اباى عبداللَّه بن زبير از بيعت با يزيد براى رضاى خدا نبود بلكه جهت رسيدن به حكومت حجاز بوده است . عبداللَّه بن زبير سرانجام به آرزوى خود رسيد و اهل حجاز و عراق با او بيعت كردند ، او در اين دوران ستمهاى زيادى به مردم مخصوصاً بنى هاشم روا داشت . مسعودى مىنويسد :
وكثرت أذيّته لبني هاشم ؛
اذيت او بر بنى هاشم زياد شد .
و نيز مىنويسد :
وخطب ابن الزبير فقال : قد بايعني الناس و لم يتخلّف عن بيعتي إلّاهذا الغلام - محمّد بن الحنفية - والموعد بيني وبينه أن تغرب الشمس ، ثم أضرم داره عليه ناراً ؛ « 2 »
ابن زبير خطبه خواند و گفت : مردم همه با من بيعت كردهاند و از بيعت با من سر
هامش
( 1 ) . ارشاد : 2 / 36 .
( 2 ) . مروج الذّهب : 75 - 77 .