پس روشن شد كه ابوموسى اشعرى در زمرهء منافقان و جزء مجريان طرح ترور رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله بوده است . به همين دليل مورد لعن رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله قرار گرفته است . براساس روايت فوق خود ابوموسى نيز به اين امر معترف بوده است . امّا در مقابل عمار ادعا مىكند كه پشيمان شده و پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله نيز بر او استغفار كرده است . عمار بن ياسر اين ادعاى او را نپذيرفته است .
برخى از اهل سنّت براى سرپوش نهادن بر اين رسوايى تلاش كردهاند در سند اين روايت خدشه كنند ، لذا جريان مشاجرهء عمار بن ياسر با ابوموسى اشعرى موجب بروز اختلاف در ميان عالمان سنّى شده است . برخى در يكى از رجال سند خدشه مىكنند و برخى همه روات اين حديث را توثيق مىكنند . از نظر جلال الدين سيوطى و ابن حجر عسقلانى راويان حديث فوق ثقه هستند . « 1 » در نتيجه از نظر ايشان اين حديث معتبر است . بنابراين بايد از عالمان سنّى از جمله سيوطى و ابن حجر عسقلانى سؤال كرد :
1 . آيا كسى كه در اجراى طرح ترور رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله شركت داشته است . مىتواند مفسر قرآن باشد ؟ !
2 . آيا نقل تفسير از كسى كه مورد لعن پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله قرار گرفته ، صحيح است ؟ !
3 . آيا مىتوان به نقل كسى كه جزء منافقان به شمار مىرفته است ، اعتماد كرد ؟ !
4 . آيا چنين كسى شايسته مرجعيت در تفسير قرآن ، نقل روايت و نظريهپردازى در علوم دينى است ؟ !
5 . واقعاً ترور رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله را چگونه مىتوان توجيه كرد ؟ !
هامش
( 1 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 391 ، لسان الميزان : 5 / 289 حديث 988 .