پس اگر كسى قائل به افضليت اميرالمؤمنين عليه السلام از ديگران باشد بنابر قاعدهء عقلىِ ياد شده بايد به تقدم او بر ديگران و از جمله شيخين معتقد باشد و معناى اين سخن اعتقاد به خلافت بلافصل اميرالمؤمنين عليه السلام است .
پس روشن شد كه اهل سنّت خود به اين موضوع معترفند كه تعداد زيادى از صحابه و تابعين قائل به افضليت اميرالمؤمنين عليه السلام بودهاند . تعدادى از اين افراد جزء رجال صحاح هستند ، بدين روى اهل سنّت به ناچار گفتهاند كه اين اعتقاد بدعت نيست .
ذهبى در اين باره مىنويسد :
ليس تفضيل عليّ برفض ولا هو ببدعة بل قد ذهب إليه خلق من الصحابة والتابعين ؛ « 1 »
[ اعتقاد به ] برترى على عليه السلام رفض و بدعت نيست بلكه تعدادى از صحابه و تابعين به اين مسلك رفتهاند .
همچنين معلوم گرديد كه از همان صدر اسلام و عصر حيات خاتم الانبياء صلى اللَّه عليه وآله عدهاى از اصحاب ايشان به خلافت بلافصل اميرالمؤمنين عليه السلام بعد از رسول خدا اعتقاد داشتهاند . اين گروه به عنوان پيروان اميرالمؤمنين شناخته مىشدند و رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله از ايشان با عنوان شيعهء على تعبير فرموده است .
اصطلاح « تشيّع » در بين اهل سنّت
روشن شد كه معناى « شيعه » و « تشيع » به طور مطلق تبعيت از اهل بيت عليهم السلام و اعتقاد به خلافت بلافصل اميرالمؤمنين پس از رسول خدا است . امّا اين واژه در ميان
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء : 16 / 457 .