تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
و بايد در ميان امّت كسى باشد كه اين وظايف را انجام دهد و گرنه امّت اسلامى به قلّه تكامل نخواهد رسيد زيرا هرگز امّت از بيان حلال و حرام بى نياز نشده و خود پيامبر موفق به بيان كليه احكام نگرديد همچنان كه امت از تفسير قرآن بى نياز نبود . و به خاطر همين است كه هفتاد و دو فرقه براى خود از قرآن دليل مىآورند و اين نيست جز اين كه به مفسّر واقعى قرآن رجوع نمىشود . براى امّت پيوسته سؤالات وپرسشهايى مطرح است كه خود پيامبر در حال حيات خود پاسخگوى آنها بود و بعد از درگذشت او بايد فردى به اين وظيفه قيام كند . همگان مىدانيم كه مغرضان وملحدان پيوسته در مقام ايراد شبهه و شك بر اسلامند و خود رسول گرامى در زمان حيات خود پاسخگوى اين شبهات بودند وهرگز نبايد اين مناصب تعطيل شود وامّت از اين فيض محروم گردند . و از طرفى ديگر قيام به اين وظايف بدون يك سلسله امكانات كه فقط خدا بايد در اختيار انسانها بگذارد ، امكان پذير نيست روى اين جهات امام بايد مورد عنايات خدا باشد وطبعاً خدا مىتواند وى را تربيت كند و معرفى كند . روى اين بيان روشن مىشود كه مقام امامت يك مقام الهى وتنصيصى است و بايد از جانب خدا معرفى شود .

انتخاب امّت و مصالح اجتماعى

در اين جا لازم است در انتخاب يكى از اين دو نظريّه ، يك سلسله مسائلى را بررسى كنيم و آن اين كه آيا مسائل اجتماعى ايجاب مىكند كه امام از طرف مردم برگزيده شود يا از جانب خدا تعيين گردد . در اين جا است كه بايد به دو موضوع كه در زمان پيامبر و پس از پيامبر مطرح بود توجه كنيم :

خطر مثلث

در زمان پيامبر و پس از او خطر مثلثى كيان اسلام را تهديد مىكرد . يك ضلع آن در ايران بود و لذا خسرو پرويز از پيدايش چنين قدرت سخت ناراحت شد ، نامه پيامبر را پاره كرد و به