نوشته شده بود . و در آنجا به جاى كلمه « فارقليط » لفظ « احمد » نوشته بود ( « 1 » ) .
جمع قراين و شواهد
امروز در دادگسترى برا ى شناختن مجرم از طريق جمع قراين وشواهد استفاده كرده و با تراكم نشانه ها مجرم رامعيّن مىكنند .
ما امروز از اين راه مىتوانيم بسيارى از حقايق را كشف كنيم واختصاصى به مسائل قضايى ندارد . اوّل كسى كه از اين راه استفاده كرد قيصر روم بود . زيرا پس از آن كه نامه رسول گرامى به دست او رسيد . فوراً دستور داد گروهى را كه اين پيامبر را خوب مىشناسند به دربار بياورند . اتفاقاً در آن روزها ابوسفيان با گروهى براى امور بازرگانى وارد شام شده بودند ازاين جهت فوراً به دربار جلب شدند و قيصر به وسيله مترجم پرسشهايى از او كرد واو پاسخ هايى داد كه در زير مشاهده مىكنيد :
قيصر : آيا در نياكان نزديك اين مدعى نبوّت ، فردى بود كه ادعاى نبوّت كرده باشد ؟
ابوسفيان : خير .
قيصر : آيا يكى از نياكان نزديك او سلطنت داشت يا نه ؟
ابوسفيان : خير .
قيصر : آيا اين مرد قبل از ادعاى نبوّت در ميان مردم به امانت وراستگويى معروف بود يا نه ؟
ابوسفيان : او چهل سال قبل از نبوّت در ميان ما به امانت و پاكدامنى زيسته است .
قيصر : چه گروهى از مردم به او گرويده اند ؟
ابوسفيان : غالباًجوانان دور او را گرفته اند .
قيصر : او در جنگ با مخالفان خود پيوسته غالب است يا مغلوب ؟
ابوسفيان : او گاهى غالب و گاهى مغلوب مىباشد .
قيصر : آيا از گروندگان به وى تاكنون كسى از آيين او برگشته است يا خير ؟
ابوسفيان : خير .
هامش
( 1 ) . أنيس الأعلام ج 1 ص 4 .