( مسأله 2166 ) مردى كه زن خود را طلاق رجعى داده ، اگر حق رجوع خود را در برابر مبلغى مصالحه كند ، مصالحه صحيح و ديگر حق رجوع نخواهد داشت .
( مسأله 2167 ) اگر زنى را دو بار طلاق دهد و بعد از هر طلاقى به او رجوع كند ، يا دو بار او را طلاق دهد و بعد از هر طلاق عقدش كند ، بعد از طلاق سوم آن زن بر او حرام است ، ولى اگر بعد از طلاق سوم به ديگرى شوهر كند ، با چهار شرط به شوهر اول حلال مىشود ، يعنى مىتواند آن زن را دوباره عقد نمايد :
اوّل : آن كه عقد شوهر دوم هميشگى باشد و اگر مثلًا يك ماهه يا يك ساله او را صيغه كند ، بعد از آن كه از او جدا شد ، شوهر اول نمىتواند او را عقد كند .
دوم : شوهر دوم با او نزديكى كند .
سوم : شوهر دوم طلاقش دهد يا بميرد .
چهارم : عدّه طلاق يا عدّه وفات شوهر دوم تمام شود .
طلاق خُلع
( مسأله 2168 ) طلاق زنى را كه به شوهرش مايل نيست و مهر يا مال ديگر خود را به او مىبخشد كه طلاقش دهد طلاق خلع گويند .
( مسأله 2169 ) اگر شوهر بخواهد صيغه طلاق خلع را بخواند ، چنانچه اسم زن مثلًا فاطمه باشد مىگويد : زَوْجَتِى فاطِمَةُ خلعتها عَلى ما بَذَلَتْ هِىَ طالِق ( يعنى زنم فاطمه را طلاق خلع دادم او رها است ) .
( مسأله 2170 ) اگر زنى كسى را وكيل كند كه مهر او را به شوهرش ببخشد و شوهر همان كس را وكيل كند كه زن را طلاق دهد ، چنانچه اسم شوهر محمد و اسم زن فاطمه باشد وكيل ، صيغه طلاق را اين طور مىخواند :
عَنْ مُوَكِّلَتِى فاطِمَة بَذَلْتُ مَهْرَها لِمُوَكِّلِى مُحَمَّد لِيَخْلَعَها عَلَيْهِ پس از آن بدون فاصله مىگويد : زَوجَةُ مَوَكِّلِى خلعتها عَلى ما بَذَلَتْ هِىَ طالِق و اگر زنى كسى را وكيل كند كه غير از