( مسأله 1557 ) اگر براى سال اول عملى مانند شخم زدن انجام دهد اگرچه براى سالهاى بعد هم فائده داشته باشد بايد مخارج آن را از سال اول كسر كند ، ولى اگر براى چند سال عمل كند بايد بين آنها تقسيم نمايد .
( مسأله 1558 ) كسى كه بدهكار است و مالى هم دارد كه زكات آن واجب شده اگر بميرد ، بايد اول تمام زكات را از مالى كه زكات آن واجب شده بدهند ، بعد قرض او را ادا نمايند .
( مسأله 1559 ) كسى كه بدهكار است و گندم يا جو يا خرما يا انگور هم دارد ، اگر بميرد و پيش از آنكه زكات اينها واجب شود ، ورثه قرض او را از مال ديگر بدهند ، هر كدام كه سهمشان به حدّ نصاب برسد ، بايد زكات بدهد ، و اگر پيش از آنكه زكات اينها واجب شود ، قرض او را ندهند چنانچه مال ميت فقط به اندازه بدهى او باشد واجب نيست زكات اينها را بدهند ، و اگر مال ميت بيشتر از بدهى او باشد ، در صورتى كه بدهى او به قدرى است كه اگر بخواهند ادا نمايند بايد مقدارى از گندم و جو و خرما و انگور را هم به طلبكار بدهند ، آنچه را به طلبكار مىدهند زكات ندارد و بقيه مال ورثه است و هر كدام آنان كه سهمش به اندازه نصاب شود ، بايد زكات آن را بدهد .
( مسأله 1560 ) اگر گندم و جو و خرما و كشمشى كه زكات آنها واجب شده خوب و بد دارد بايد زكات هر كدام از خوب و بد را از خود آنها بدهد و نمىتواند زكات همه را از بد بدهد .
نصاب طلا
( مسأله 1561 ) طلا دو نصاب دارد :
نصاب اول آن بيست مثقال شرعى است كه هر مثقال آن 18 نخود است ، پس وقتى طلا به بيست مثقال شرعى كه پانزده مثقال صيرفى است برسد ، اگر شرايط ديگر را هم كه گفته شد داشته باشد ، انسان بايد چهل يك آن را كه نه نخود مىشود از بابت زكات بدهد و اگر به اين مقدار نرسد زكات آن واجب نيست .
نصاب دوم آن چهار مثقال شرعى است كه سه مثقال صيرفى مىشود يعنى اگر سه