تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيارت عاشورا فراتر از شبهه (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
كتاب كامل الزيارات ، شامل 843 حديث مىباشد كه در 108 باب تنظيم شده است . مؤلف اين كتاب ، انگيزهء نگارش آن را اين گونه بيان مىفرمايد : « انگيزهء من در نگارش اين كتاب ، تقرب به درگاه الهى ، پيامبر ، على ، فاطمه و ائمه عليهم السلام بوده و تلاش كرده‌ام با نشر معارف اهل بيت عليهم السلام و نقل ثواب زيارت آن بزرگواران ، به جميع اهل ايمان هديه‌اى تقديم كرده باشم » . اين يادگارِ ماندگار شيعه ، بيش از هزار سال است كه مورد توجه محدثين و فقهاى عظيم الشان عالم اسلام بوده است .
هامش
- نتوانستم شخصاً به حج بروم . ناچار شخصى به نام « ابن هشام رحمه الله » را نائب گرفتم كه از جانب من به حج برود و نامهء سربسته‌اى به وى دادم كه در آن به حضرت امام زمان عليه السلام نوشته بودم و از مدت عمر خود و اينكه در اين مرض مىميرم يا نه ، سؤال كرده بودم . به ابن هشام رحمه الله ، نائب خود گفتم : تمام مقصودم اين است كه اين نامه را به دست كسى برسانى كه حجر الاسود را در جاى خود مىگذارد ، و جواب آن را گرفته و بياورى . وقتى ابن هشام رحمه الله از سفر حج برگشت نقل كرد كه چون وارد مكه شدم و مردم در صدد برآمدند حجر الاسود را در جاى خود نصب كنند ، من مبلغى پول به عده‌اى از خدام حرم دادم تا راه را باز كنند و من بتوانم آن كس كه حجر الاسود را در جاى خود مىگذارد ، ببينم . چند نفر از خدام را با خود نگاه داشتم كه ازدحام جمعيت را به يك سو زنند ( وبدين گونه به نزديك محل رسيدم ) . هركس حجر الاسود را برداشت كه در جاى خود نصب كند ، قرار نگرفت . تا اينكه جوانى گندمگون و زيبا روى آمد و آن را برداشت و در جاى خود گذارد ، به طورى كه گويى اصلًا كنده نشده بود . در اين موقع صداى شادى حاجيان از هر سو برخاست . سپس جوان مزبور از يكى از درهاى مسجد الحرام خارج شد . من هم برخاستم و از هر طرف مردم را متفرق ساختم و به دنبال وى شتافتم . مردم هم به من راه مىدادند ، و مرا ديوانه مىپنداشتند ، اما من در آن گير و دار چشم از او بر نمىگرفتم تا اينكه از ميان جمعيت بيرون آمدم . -
زيارت عاشورا فراتر از شبهه (فارسى) — صفحة 98 | الميرزا جواد التبريزي