ر فرد ديگرى بر همسرش سخت بگيرد و او ناگزير شود كه چيزى را به او ببخشد و درخواست طلاق نمايد ، اين مال بر شوهر حلال نمىشود و طلاق خلع يا مبارات تحققنمىيابد ، مگر اينكه ناسازگارى آنها به حدى برسد كه مجوّز طلاق خلع و مبارات بشود و در هر صورت كسى كه مسبّب چنين رويدادى بشود ، مرتكب گناه شده است .
( مسأله 1849 ) مالى كه در مقابل طلاق بذل مىشود از نظر كم يا زياد بودن حدّ معينى ندارد ، جز اينكه در طلاق مبارات مشروط است بر اينكه از مقدار مهريه بيشتر نباشد .
( مسأله 1850 ) آنچه زن مىبخشد بايد ملك خودش باشد و يا بر عهده بگيرد ، و نمىتواند مال ديگرى را بذل كند ، اگرچه او راضى باشد ، مگر اينكه قبلًا آن را مالك شود سپس بذل كند .
( مسأله 1851 ) در طلاق خلع و مبارات ، صيغه طلاق را به دو قسم مىتوان جارى نمود :
1 - با استفاده از واژه طلاق ، مانند : « أنتِ طالقٌ على ما بَذَلْتِ » يا « فلانةُ طالقٌ على ما بَذَلَتْ » .
2 - بدون استفاده از واژه طلاق ، با هر عبارت ديگرى كه حكايت از جدائى و گسستن رشته زناشوئى داشته باشد ، مشروط بر اينكه عنوان فسخ نكاح را در بر نگرفته باشد . مثلًا :
الف ) در طلاق خلعى بگويد : « خَلَعتكِ على كذا » ، « أنتِ مختلعةٌ على كذا » يا « خلعتُ فلانةَ على كذا » .
ب ) در طلاق مبارات بگويد : « بارأتُ فلانةَ على كذا » يا « بارأتكِ على كذا » .
ج ) در هر دو بگويد : « فارقتكِ على كذا » ، « فارقتُ فلانةَ على كذا » يا « تركتكِ على كذا » ، « تركتُ فلانةَ على كذا » .
منتخب المسائل (فارسى) — صفحة 382
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٣٨٢