سهلانگار مىباشد . ولى اگر خيال مىكرد كه اين كار جايز نيست ، ظاهر اين است كه مقصرنيست ، مگر اينكه عرفا ندانستنش قصور به شمار آيد .
( مسأله 1291 ) اگر وديعه تلف شود يا عيب پيدا كند ، امانتدار ضامن نيست مگر اينكه در به كار گيرى آن زياده روى ، و يا در حفاظت آن كوتاهى كرده باشد ، و تلف شدنش يا معيوب شدنش در اثر اين كوتاهى يا زياده روى باشد . در اين صورتضامن مىباشد .
( مسأله 1292 ) اگر امانتگذار امانتش را مطالبه كند و امانتدار بدون عذر از دادنش خوددارى كند ، پس اگر تلف شود ، مطلقا ضامن است ، زيرا در حكم غاصب مىباشد .
( مسأله 1293 ) امانت از عقود جايزه است و هر يك از طرفين هر وقت بخواهند ، مىتوانند آن را به هم بزنند ، مگر اينكه صريحا يا ضمنا مدّتى تعيين شده باشد ، پس بايد تا آخر مدّت ادامه بدهند .
( مسأله 1294 ) خيانت به امانت از طريق زياده روى ، سهلانگارى ، دزدى و غير آن حرام است ، چه امانتگذار مؤمن و يا مخالف ، حتى كافر و يا ناصبى باشد .
( مسأله 1295 ) هر چيزى كه به امانت در نزد كسى نهاده شده ، و او آن را پذيرفته است ، هرگز نبايد به آن خيانت كند .
( مسأله 1296 ) در نصيحت و مشوت نيز هر گز نبايد انسان خيانت كند چنان كه عمّار بن مروان از امام صادق روايت كرده است كه فرمود :
« اگر قاتل امير المؤمنين اگر چيزى را در نزد من بگذارد و من آن را بپذيرم ، امانت را به او بر مىگردانم ، و اگر با من مشورت كند و يا از من خير خواهى بطلبد ، من هرگز به او خيانت نمىكنم » .
( مسأله 1297 ) اگر مالك بميرد ، بايد امانت را به ورثه او برگرداند ، و دادن آن به يكى از ورّاث كافى نيست ، مگر اينكه مطمئن باشد كه او به هر صاحب حقى حقش را مىپردازد . و يا به وصىّ ميت يا وكيل وارثان بپردازد .
منتخب المسائل (فارسى) — صفحة 266
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٢٦٦