احكام عاريه
عاريه عقدى است انسان مال خود را به ديگرى بدهد كه از آن بطور رايگان استفاده نمايد . صاحب كالا « عاريه دهنده » و طرف مقابل « عاريه گيرنده » است .
( مسأله 1278 ) عاريه با هر فعل يا قول دلالت بر آن تحقق مىپذيرد . همانند ديگر عقود .
( مسأله 1279 ) عاريه دهنده بايد صاحب اختيار و صاحب نفوذ در تصرّف باشد ، پس غاصب ، مجبور و محجور ( كودك ، ديوانه و سفيه ) نمى تواند عاريه دهد و تصرّف عاريه گيرنده در آن جايز نيست ، بلكه در مقابل جنس و منافع آن ، به اجرتالمثل ضامن است .
( مسأله 1280 ) لازم نيست كه عاريه گيرنده بالغ و رشيد باشد ، بلكه به سفيه و كودك مميّز هم مىتوان عاريه داد . ولى عاريه گرفتن بدون اذن ولى جايز نيست .
( مسأله 1281 ) هر چيزى كه با بقاى عينِ آن مىتوان از آن استفاده برد ، مىتوان آن را عاريه داد .
( مسأله 1282 ) عاريه گيرنده مىتواند به مقدارى كه به او اجازه داده شده از آن جنس استفاده نمايد .
( مسأله 1283 ) عاريه گيرنده ضامن نيست ، مگر در موارد زير :
1 ) اگر جنس عاريه طلا و نقره باشد ، عاريه گيرنده ضامن است ، مگر اينكه شرط كنند كه ضامن نباشد .