28 ) بودن انسان از كسانى كه مردم از شرّ او در امان نباشد و از زبان او در هراس باشند .
29 ) تكبّر و فخر فروشى بر مردم و خود را برتر از آنها پنداشتن .
30 ) اسراف و ولخرجى ، و آن عبارت است از مرز نشناختن در هزينه كردن بدون انگيزه عقلائى ، كه تباه كردن مال به شمار آيد .
31 ) جنگ و ستيز با دوستان خدا و هميارى و هم سوئى با دشمنان خدا .
32 ) اشتغال به كارهاى بيهوده . مثل زدن تار ، طبل ، نى ، سرنا ، فلوت و ديگر آلات موسيقى ، كه مبتنى بر طرب و التذاد باشد و انسان را از حالت جدّى خارج نموده ، به نوعى سبكى برخاسته از غرائز نفسانى واداشته ، با تنظيم آهنگهاى موسيقياو را در مسيرى كه مورد نظر باشد ، از شادى و سرور ، غم و اندوه ، نخوت و غرور ، و يا غير آنها از هواهاى منظور قرار دهد .
33 ) غناء و آن صورت مشتمل بر كشيدن صدا با آهنگ خاص مىباشد ، كه خاصيّت آن ايجاد طرب به قصد لذّت و سرگرمى مىباشد ، آنگونه كه در فراز بالا گفته شد .
34 ) اصرار كردن بر گناهان صغيره ، يعنى تكرار كردن آنها به جهت بىاهميّت شمردن آنها ، به طورى كه انسان ديگر خودش را براى ارتكاب آنها سرزنش نكند .
35 ) سخن چينى و دو به هم زنى ، و آن عبارت از اين كه انسان بدگوئى ديگرى را در حق شخصى براى او نقل كند .
36 ) ريا ، كه برخى از مسائل آن در مبحث وضو بيان گرديد .
37 ) نيرنگ زدن به مؤمن ، از طريق خلاف جلوه دادن چيزى بر او ، كه اگر واقعيت آن را متوجه مىشد ، براى انگيزه دينى يا دنيوى بر آن اقدام نمىكرد .
38 ) كتمان شهادت ، حتى در موردى كه از او نخواسته باشند كه ببيند و به هنگام لزوم گواهى دهد - بنابر احتياط واجب - .
منتخب المسائل (فارسى) — صفحة 198
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص١٩٨