تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب المسائل (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
28 ) بودن انسان از كسانى كه مردم از شرّ او در امان نباشد و از زبان او در هراس باشند . 29 ) تكبّر و فخر فروشى بر مردم و خود را برتر از آنها پنداشتن . 30 ) اسراف و ولخرجى ، و آن عبارت است از مرز نشناختن در هزينه كردن بدون انگيزه عقلائى ، كه تباه كردن مال به شمار آيد . 31 ) جنگ و ستيز با دوستان خدا و هميارى و هم سوئى با دشمنان خدا . 32 ) اشتغال به كارهاى بيهوده . مثل زدن تار ، طبل ، نى ، سرنا ، فلوت و ديگر آلات موسيقى ، كه مبتنى بر طرب و التذاد باشد و انسان را از حالت جدّى خارج نموده ، به نوعى سبكى برخاسته از غرائز نفسانى واداشته ، با تنظيم آهنگهاى موسيقياو را در مسيرى كه مورد نظر باشد ، از شادى و سرور ، غم و اندوه ، نخوت و غرور ، و يا غير آنها از هواهاى منظور قرار دهد . 33 ) غناء و آن صورت مشتمل بر كشيدن صدا با آهنگ خاص مىباشد ، كه خاصيّت آن ايجاد طرب به قصد لذّت و سرگرمى مىباشد ، آنگونه كه در فراز بالا گفته شد . 34 ) اصرار كردن بر گناهان صغيره ، يعنى تكرار كردن آنها به جهت بىاهميّت شمردن آنها ، به طورى كه انسان ديگر خودش را براى ارتكاب آنها سرزنش نكند . 35 ) سخن چينى و دو به هم زنى ، و آن عبارت از اين كه انسان بدگوئى ديگرى را در حق شخصى براى او نقل كند . 36 ) ريا ، كه برخى از مسائل آن در مبحث وضو بيان گرديد . 37 ) نيرنگ زدن به مؤمن ، از طريق خلاف جلوه دادن چيزى بر او ، كه اگر واقعيت آن را متوجه مىشد ، براى انگيزه دينى يا دنيوى بر آن اقدام نمىكرد . 38 ) كتمان شهادت ، حتى در موردى كه از او نخواسته باشند كه ببيند و به هنگام لزوم گواهى دهد - بنابر احتياط واجب - .