39 ) فحش و ناسزا
40 ) غيبت مؤمن و آن عبارت است از بدگوئى كردن و بيان كردن نقاط ضعف كسى در پشت سرش ، ولى اگر در حضورش باشد غيبت نمىباشد ، اگر چه حرام است . و اگر عيب كسى را بدون قصد كشف راز و بدون قصد كوچك كردن او مطرحكند ، غيبت نمىباشد ، اگر چه حرام است .
( مسأله 987 ) در چند مورد غيبت جايز است :
1 - در مورد عيب ظاهر ، مانند عجله و شتابزدگى ، به شرط اين كه آن را بزرگ نكند و چهره نفرت انگيزى از آن ترسيم نكند . كجا رسد به اين كه چيزى را كه عيب نيست به صورت عيب جلوه دهد ، از قبيل لاغرى ، ندارى ، سبزهروئى و امثال آنها .
2 - در مورد شخص متجاهر به فسق كه ديگر پرده حيا را دريده و كار خلاف را در حضور همگان انجام مىدهد ، در اين صورت مىتواند عيب مخفى او را نيز بازگو كند و يا در حضور كسى كه از او پوشيده مىدارد نيز مطرح نمايد ، ولى كسى كه فقطدر حضور دوستان نزديكش كه همراز او هستند گناه مىكند ، متجاهر به فسق به شمار نمىآيد .
3 - كسى كه مورد ستم واقع شده ، مىتواند بگويد كه ستمگر با او چگونه معامله كرده است ، ولى نمىتواند از عيبهاى مخفى او سخن بگويد .
4 - در مورد بدعتگزار ، يعنى كسى كه در دين بدعت گذاشته ، تا آبرويش برود و از ديدگان مردم ساقط شود ، تا ضررش به دين نرسد . و همچنين است كسى كه ترس آن مىرود كه ضررش به دين برسد ، ولى در اينجا بايد به مقدار ضرورى اكتفا كند ، يعنى فقط به مقدارى از او غيبت كند كه ضررش به دين نرسد .
5 - براى دفع ضرر از شخص ، يا گوينده و يا مؤمن ديگر ، البته در اين مورد تنها در جايى غيبتش جايز است كه اهميّت دفع ضرر از حرمت غيبت مهمتر باشد .
( مسأله 988 ) غيبت كننده علاوه بر توبه بايد از كسى كه غيبت او را كرده
منتخب المسائل (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص١٩٩