تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
او گفت : فدايت شوم ، ابن أكثم از من پرسشهايى كرد تا رأى خودم را دربارهء آنها بيان كنم ، و على خنديد و سپس گفت كه : آيا چنين كردى ؟ و من گفتم : نه ، گفت : براى چه ؟ گفتم : بدان سبب كه پاسخ را نمىدانستم ، و او گفت كه : پرسش چه بود ؟ و من گفتم : به من گفت كه : آيا سليمان نيازى به دانش آصف بن برخيا داشت ؟ و سپس پرسش را بيان كردم و او گفت : « اى برادرم ! بنويس : بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، اين كه پرسيدى از اين گفتهء خداى تعالى در كتابش :
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ
مقصود آصف بن برخيا است ، و سليمان از مدد گرفتن از آنچه آصف مىدانست عاجز نبود ، ولى او - صلوات اللَّه عليه - مقصودش آن بود كه جنّ و انس بدانند كه پس از سليمان او حجت است ، و آن از علم سليمان بود كه به فرمان خدا آن را در نزد آصف به امانت نهاد و خدا اين را به او فهماند تا در امامت و راهنمايى او اختلافى پيش نيايد ، به همان گونه كه در زندگى داوود نيز چنين به سليمان فهمانده شد تا امامت و نبوت او پس از وى شناخته شود و تأكيدى بر حجت بودن او براى مردمان باشد » . « 13 » آرى ، سليمان ( ع ) از آن روى آصف بن برخيا را براى اين كار برگزيد كه مردمان بدانند كه آصف وصى سليمان است ، و هنگامى كه تاريخ پيامبران ( ع ) را مىخوانيم ، ملاحظه مىكنيم كه آنان در مواقع حساس معيّنى چنان عمل مىكنند كه مردمان از وصى و جانشين ايشان پس از وفاتشان با خبر و آگاه باشند و معلوم شود كه خليفهء بعد از ايشان چه كس خواهد بود ، و بدين گونه آيندهء رسالت را تضمين مىكنند . از سورة النمل چنين الهام مىگيريم كه سلطنت بر سه پايه متكى است : يكى علم كه بالاترين درجهء آن عبارت از اين است كه انسان از خيرات ديگران و عقلهايشان «
وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ
- در امور با ايشان مشورت كن » و از حزم و دورانديشى آنان «
فَإِذا عَزَمْتَ
- و چون تصميم گرفتى » و توكل كردن بر خداوند
هامش
( 13 ) - همان كتاب ، ص 91 .