( مسألهء 495 ) كسى كه قسمتى از دستش قطع شده ، باقيماندهء آن را با دست سالمش بر زمين مىزند و با آن تيمّم مىكند .
( مسألهء 496 ) كسى كه يك دستش قطع شده ، در صورت امكان باقيماندهء آن را با دست سالمش بر زمين مىزند و با دست سالمش پيشانى را مسح مىكند ، و با باقيماندهء دستش بر پشت دست سالمش مسح مينمايد .
( مسألهء 497 ) كسى كه به جهت فلج و يا قطع دست نمى تواند يك دستش را بر زمين بزند ، دست سالمش را بر زمين مىزند و پيشانياش را با آن مسح مىكند ، سپس پشت دستش را بر زمين ميكشد .
( مسألهء 498 ) در فرض ياد شده ، بنابر احتياط واجب ، لازم است در صورت امكان از فرد ديگرى بخواهد كه او دستش را بر زمين بزند ، آنگاه با كف دستش بر پشت دست تيمّم كننده بكشد .
( مسألهء 499 ) كسى كه هر دو دستش قطع شده ، يا از زدن هر دو دست ناتوان است ، اگر بتواند بقيّهء دستهايش را بر زمين بزند ، آنها را بر زمين مىزند و با آنها پيشانياش را مسح مىكند . و اگر فقط باقيماندهء يك دستش را ميتواند بر زمين بزند ، آن را بر زمين مىزند و با آن پيشانياش را مسح مىكند .
( مسألهء 500 ) كسى كه به هيچوجه نمى تواند با دستها يا باقيماندهء دستها پيشانياش را مسح كند ، پيشانياش را مستقيماً بر زمين ميكشد و در صورت امكان بنابر احتياط واجب از شخص ديگرى هم كمك ميگيرد ، چنان كه در بالا گفته شد .
( مسألهء 501 ) بايد كف دستها به زمين بخورد و چيزى چون دستكش يا چسب مانع رسيدن كف دست بر زمين نباشد .
( مسألهء 502 ) بايد در پيشانى و پشت دستها چيزى نباشد كه از مسح
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 91
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٩١