ديگر طلاقها « رجعى » مىباشد .
( مسألهء 3258 ) طلاق پس از طلاق بدون اينكه بازگشتى در بين باشد ، صحيح نيست ، پس اگر كسى سه بار پشت سر هم به زنش بگويد : « أنْتِ طالِقٌ » و شرايط صحّت طلاق فراهم باشد ، اوّلى صحيح و بقيه باطل است .
( مسألهء 3259 ) اگر كسى زنش را طلاق دهد ، پس باز گردد دوباره طلاق دهد ، مانعى ندارد ، اگرچه در بين رابطهء زناشوئى واقع نشود .
( مسألهء 3260 ) اجراى دو طلاق در يك پاكى « طهر » مانعى ندارد ، اگرچه بهتر آن است كه پس از بازگشت منتظر تحيّض زن شود و طلاق دوّم را پس از پاك شدن او اجرا كند . و بهتر از آن اينست كه پس از بازگشت با او رابطهء زناشوئى برقرار كند ، سپس منتظر تحيّض او شود و طلاق دوّم را پس از پاك شدنش اجرا نمايد . همچنين است طلاق سوّم .
( مسألهء 3261 ) مردى كه زنش را سه بار طلاق دهد ، ديگر نمى تواند به او برگردد ، مگر هنگامى كه مرد ديگرى با او ازدواج كند ، پس اگر طلاقش بدهد ، پس از سپرى شدن ايّام عدّه ، بر شوهر نخستين حلال مىشود .
( مسألهء 3262 ) در مسألهء فوق ، فرق نمى كند كه پس از طلاق اول و دوّم در عدّه رجوع كرده باشد ، يا پس از انقضاى عدّه با عقد جديد ازدواج نموده باشد .
( مسألهء 3263 ) در مورد كنيز به جاى طلاق سوّم ، پس از طلاق دوّم بر شوهرش حرام مىشود و شوهرش نمى تواند به او رجوع كند ، مگر اينكه با مرد ديگرى ازدواج كند . ولى چون مسائل مربوط به كنيز در زمان ما مورد حاجت نيست ، از تفصيل آن پرهيز مىشود .
( مسألهء 3264 ) مرد دوّمى كه مُحَلّل واقع مىشود ، يعنى زن سه طلاقه
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 679
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٦٧٩