4 ) نسب مرد خلاف درآيد .
( مسألهء 3036 ) اگر زنى با مردى ازدواج كند و مرد خود را از يك قبيلهء خاصى معرفى كند ، اگر معلوم شود از آن قبيله نيست ، زن حق فسخ دارد ، چه پيش از مراسم عروسى كشف شود يا بعد از آن .
( مسألهء 3037 ) مرد نيز در هشت مورد اختيار فسخ دارد :
1 ) زن ديوانه باشد .
2 ) زن مبتلا به جذام ( خوره ) باشد .
3 ) زن مبتلا به برص ( پيسى ) باشد .
4 ) زن عيبى داشته باشد كه مانع نزديكى و يا موجب سختى آن باشد ، از قبيل فراخى محلّ ، بودن گوشت ، استخوان يا غدّه در محلّ ، حتّى تنگ بودن بيش از حدّ كه عيب شمرده شود .
5 ) زن مبتلا به افضا باشد ، يعنى نشيمنگاه او با مجراى حيض يكى شده باشد و ديواره از ميان رفته باشد .
6 ) زن نابينا باشد ، اگرچه ظاهر چشمها سالم به نظر برسد .
7 ) زن لنگ باشد .
8 ) زن مرتكب زنا باشد .
( مسألهء 3038 ) موارد هشتگانهء فوق فقط در جايى موجب خيار فسخ ميشوند كه از قبل از عقد موجود باشند ، پس اگر بعد از عقد پديد آيند موجب خيار فسخ نمى شوند ، خواه پيش از عروسى باشد يا بعد از آن .
( مسألهء 3039 ) در عيبهايى كه موجب خيار فسخ براى مرد يا زن مىشود ، بين عقد دائم و عقد موقت فرق نيست .
( مسألهء 3040 ) حق خيار فسخ در عيبهاى ياد شده فورى نيست ، بلكه
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 635
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٦٣٥