( مسألهء 2939 ) اگر پدر و پدربزرگ از ازدواج دختر باكره جلوگيرى كنند و اين كار عرفاً به ضرر و زيان او باشد ، ولايتشان ساقط مىشود ، و دختر شخصاً در مورد خود تصميم ميگيرد .
( مسألهء 2940 ) اگر اذن گرفتن از پدر يا پدربزرگ به جهت بيمارى و يا مسافرت طولانى آنها ممكن نباشد ، اذن آنها ساقط مىشود و دختر به طور مستقل تصميم ميگيرد . و در اين صورت اذن ديگرى ، چون برادر ، يا حاكم شرع لازم نيست .
( مسألهء 2941 ) دخترى كه پدر و پدربزرگ ندارد ، در تصميمگيرى مستقل است و هيچيك از فاميل و غير فاميل حق مداخله در ازدواج او ندارند ، پس آنچه در برخى از خانواده ها مرسوم شده كه در امور دختر بالغ و عاقل مداخله ميكنند و يا در تصميم ولى دختر مداخله ميكنند ، ستمى آشكار است ، دور از معيارهاى دينى و شيوهء جاهلانه است . و از موجبات فتنه و فساد است ، كه در مواردى پيامدهاى ناگوارى نيز در پى دارد .
( مسألهء 2942 ) كسى كه در مسائل مالى سفيه است ، اگر در ديگر مسائل هشيار باشد ، نه خودش و نه وليّش در مورد ازدواج او نمى توانند مستقلا تصميم بگيرند ، بلكه بايد با اذن و توافق همديگر در اين رابطه تصميم بگيرند .
( مسألهء 2943 ) كسى كه حق ولايت بر نكاح ندارد و در اين مورد وكالت ندارد ، اگر اقدام به تزويج پسر يا دخترى بكند ، اين عقد فضولى خواهد بود و نياز به اجازهء آن شخص ، يا ولى و يا وكيل او دارد ، پس اگر آنها اجازه دهند ، عقد نافذ مىشود ، در غير اين صورت باطل ميگردد .
* * *
توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 619
مساهمون: السيد محمد سعيد الحكيم
ص٦١٩