مبحث دوّم : چيزهايى كه سفر را قطع مىكند
( مسألهء 1227 ) سه چيز باعث مىشود كه حكم سفر شكسته شود :
اوّل : عبور از وطن
( مسألهء 1228 ) وطن عبارت از سرزمينى است كه انسان آنجا را براى سكونت خود برگزيده است و تصميم دارد اگر حادثهاى پيش نيايد براى هميشه در آنجا اقامت كند .
( مسألهء 1229 ) وطن ممكن است زادگاه انسان باشد و ممكن است محلّ ديگرى باشد كه خود آن را براى اقامت خود برگزيده باشد .
( مسألهء 1230 ) اگر انسانى به تبعيّت از پدر ، همسر و امثال آن محلّى را براى سكونت خود برگزيده است ، تا هنگامى كه از آنجا اعراض نكرده و از آن سرزمين بيرون نرفته ، وطن او به شمار ميرود .
( مسألهء 1231 ) به مجرد اين كه انسان در محلّى به نيّت اقامت دائم ساكن شود ، وطن او به شمار ميآيد و نيازى به گذشت مدّت طولانى نيست .
( مسألهء 1232 ) در آغاز اقامت در وطن جديد نيازى به قصد اقامه ( ده روزه ) و يا جمع بين شكسته و تمام نيست ، اگر چه بهتر است .
( مسألهء 1233 ) ممكن است انسان بيش از يك وطن براى خود برگزيند و بخشى از سال را در يكى و بخشى ديگر را در دوّمى اقامت كند و از هيچكدام جز هنگام بروز رخدادى بيرون نرود .