تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل (عبادات ومعاملات) (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
طور مستقل اداره ميشوند و ارتباط آنها به يكديگر در حدّ ارتباط شهرها به يكديگر ميباشند ، اين شهركها همانند شهرها و روستاهايى است كه هر يك از آنها گسترش يافته به يكديگر نزديك و يا متّصل شدهاند ، كه در اين صورت هر يك از آنها مستقل ميباشند ، اگر چه به يكديگر نزديك باشند و به يك نام ناميده شوند . در اين شهركها بايد مسافت را از آخر همان شهرك حساب كنند ، نه آخر مجموع آنها . ( مسألهء 1201 ) كسى كه به بيش از يك محل مربوط مىشود ، مثل كسى كه محل كارش در محلّى و محلّ سكونتش در محلّ ديگرى مىباشد ، آغاز مسافرت او از نقطهء پايانى محلّى حساب مىشود كه به سمت و سوى سفرش نزديك باشد . 2 ) قصد مسافت ؛ يعنى بايد از اوّل قصد داشته باشد كه به مقدار مسافت شرعى سفر كند ، اگر چه اين قصد به تبع ديگرى باشد ، مثل زنى كه به تبع شوهرش مسافت را قصد مىكند و يا اجير و كارگرى كه به تبع كارفرما مسافت شرعى را قصد مىكند . ( مسألهء 1202 ) اگر كسى مثلًا در خواب يا در حال بيهوشى بوده و او را به مقدار مسافت راه بردهاند ، مسافر به حساب نميآيد ، چون قصد مسافت نكرده است . ( مسألهء 1203 ) اگر كسى مشغول گشت و گذار باشد تا به مقدار مسافت شرعى راه رفته باشد ، بدون اين كه قصد مسافت كند ، مسافر به حساب نميآيد . ( مسألهء 1204 ) كسى كه مقدارى از مسافت را بدون قصد رفته ، اگر پس از آن قصد مسافت كند ، يعنى قصد كند كه هشت فرسخ ديگر برود ، يا