القَوّامُونَ بِالقِسْطِ شُهداءُ لِلّهِ وَ لَوْ عَلى انْفُسِكُم اوِ الوالِدَيْنِ وَ الاقْرَبين اى ابن مسعود اينها معروف خدا را منكر و منكر او را معروف مىديدند . واقعا اگر كسى به اين حد برسد كه معروف در نزد او قبيح شود ، مثلا نماز اول وقت خواندن پيش او زشت باشد يا زشتيها را خوب بداند آيا راهى ديگر براى رسيدن به سعادت دارد .
« انَّ النَّفْسَ لَامّارَةُ بِالسُّوءِ » « 1 » نفس اماره ، انسان را به بديها وادار مىكند . بدىها را در چشم آدم خوب جلوه مىدهد تا جايى كه او را هلاك سازد به هر جهت اگر كسى به اين مرز برسد قلبش مهر مىخورد و واى بر حال كسى كه پرونده اش مهر بخورد و بايگانى شود ديگر هدايت نمى شود و راه نجات نخواهد داشت . بعد حضرت فرمود : در ميان اينها شاهد به حق نيست يعنى شهادت به حق نمى دهند و اقامه قسط نمى كنند . عدالت در نزد اينها معنا ندارد و شايد از حق كشى لذت هم ببرند طورى هستند كه خودشان را بر عليه خودشان شاهد مىگيرند يعنى خودشان بر گناهانشان گواه مىشوند .
يَابْنَ مَسعُود يَتَفاضَلُونَ بِاحْسابِهِم وَ امْوالِهِم اينها كسانى هستند كه وقتى دور هم مىنشستند نسبت به هم برترى مىجستند و به وسيله حسب ، نسب و مال با هم مفاضله مىكردند . چون در آخرت براى خود نصيبى نمى بينند در اين دنيا مفاخره مىكنند و تكاثر اموال را به رخ هم مىكشند و حال آن كه اين دنيا جاى فخر و مباهات نيست زيرا معتقديم قيامت هست و بناست همه چيز در آن جا روشن شود . هيچگاه در اين دنيا نگوييد من پسر كى هستم و چقدر مال دارم زيرا
هامش
( 1 ) . سوره يوسف آيه 53 .