كسالتى كه داشت فرمود : « نوادگان من اگر متدين هستند خدا روزى آنها را مىرساند و اگر نه ، چگونه از مالى كه از آن من نيست به آنها كمك كنم . » بدين ترتيب حاضر نشد از اموال بيت المال استفاده شخصى نمايد و به فرزندانش بخوراند و همين باعث شد كه در آينده فرزندان و نوادگان ايشان جزو ستارگان علم و انديشه و از فقها و صاحبنظران طراز اول عالم اسلام گردند . « 1 »
لقمه حرام :
غذاى حرام قلب را چنان فاسد مىكند كه سركه عسل را ، به طورى كه موعظه خدا و پيامبر و امام هم در او اثر نمىكند چنانچه نصيحت امام حسين عليه السلام در روز عاشورا در دل اهالى كوفه و شام فايدهاى نداشت .
عارفى گويد : كسى كه لقمهى حرام و يا شبهه ناك بخورد بدون ترديد از درگاه حق رانده شده و مطرود است . مگر نمىبينى كسى كه وضو ندارد از وارد شدن به خانه خدا و دست زدن به كتاب خدا معذور است ؟ با آنكه دو مقولهى وضو و جنابت دو اصل مباح هستند نه حرام ، با اين حساب چگونه خواهد بود احوال كسى كه به لقمهى حرام گرفتار شده و به نجاسات و شبهات آلوده گشته ؟ او بى ترديد از ساحت قرب خداوند ، دور است و حق ورود به حرمِ او را ندارد . « 2 »
غذاى حرام چرك و خونابهاى بيش نيست اگر بصيرت داشته باشيم :
حاجى مؤمن سرايدار مسجد سردزك شيراز گويد : « در ايام جوانى اشتياق وافر به ديدن امام زمان عليه السلام طورى مرا فرا گرفته بود كه از خورد و خوراك انداخته و هر روز نحيفتر و لاغرتر مىشدم به طورى كه روزى بر اثر ضعف بى هوش به زمين افتادم ، ناگاه صدايى به گوشم رسيد : حاجى مؤمن برخيز از غذايى كه براى تو آوردهاند تناول كن و اين راهش نيست .
هامش
( 1 ) . قصههاى عارفان ، جمشيد غلامى ، چاپ دوم ، ص 20 و 21 .
( 2 ) . كشكول شيخ بهايى .