2 . محروميت از صفت توكل به خدا و بركت خواستن از درگاه الهى ؛ زيرا فرد رباخوار تمام اميدش به همان سودى است كه مىخواهد از بدهكار بيچاره بگيرد .
3 . محروميت از پاداش بزرگى كه براى قرض الحسنه قرار داده شده است .
خداوند مىفرمايد :
« اى كسانى كهايمان آوردهايد ! از مخالفت با خداوند بپرهيزيد و آنچه از مال ربا نزد شما باقى مانده ، رها كنيد ، اگر ايمان داريد . اگر فرمان نبريد و ربا را ترك نكنيد ، بدانيد خدا و رسولش با شما پيكار خواهند كرد » . « 1 »
از آنجا كه اسلام ، كاملترين دين و جامعترين مكتب است ، در تمامى زمنيهها و مسائل ، دستورالعملهاى متناسب دارد . براى انسان هم كه هستى براى او آفريده شده ، از ولادت تا پس از مرگ ، دستور و قانون دارد كه براى سعادتمند شدن بايد همه آنها را به كار بگيرد .
به اين منظور ، اسلام از مسائل اقتصادى نيز غافل نبوده و بايدها و نبايدهاى فروانى را در امور اقتصاد فراهم آورده است . يك اقتصاد يا يك بازار اسلامى وقتى مىتواند موفق و سالم باشد كه تمام دستورات اسلام در آن به كار گرفته شود ، به بايدها و نبايدها عمل شود ، همچنين يك كاسب ، تاجر و صنعتگر وقتى موفق است كه به آن موازين و مقررات پاىبند باشد و آنها را مو به مو اجرا كند و براى اجراى هر قانون ، نخست علم به آن و دانستن آن شرط اساسى است .
بنابراين كسى كه مىخواهد بر اساس دستور اسلام عمل كند و كسب و كارش ، خريد و فروشش ، اجاره و رهنش ، نقد و نسيهاش ، هديه و صلحش و . . . طبق موازين اسلام باشد بايد نخست به دنبال آموختن مسائل شرعى و حلال و حرام آن برود ، و گرنه بدون توجه به مسائل شرعى ، گرفتار گناه اقتصادى مىشود كه زيانهاى مادى و معنوى بسيارى را در پى خواهد داشت .
هامش
( 1 ) . بقره / 278 و 27 .