و در صورتى كه آبستن باشد ، به مقدارى كه در عدّه طلاق گفته شد ، براى شوهر دوم عدّه طلاق و بعد براى شوهر اوّل عدّه وفات نگهدارد ، و اگر آبستن نباشد ، براى شوهر اوّل عدّه وفات احتياطاً و براى شوهر دوم عدّه طلاق نگهدارد .
مسأله 2536 - ابتداى عدّه وفات از موقعى است كه زن از مرگ شوهر مطلع شود .
مسأله 2537 - اگر زن بگويد عدّهام تمام شده ، از او قبول مىشود خواه تمام شدن عدّهاش به سه طهر باشد يا به شهور به شرط آنكه زن متهمه نباشد و از طلاق يا مردن شوهرش بقدرى گذشته باشد كه امكان تمام شدن عده او باشد .
طلاق بائن و طلاق رجعى
مسأله 2538 - طلاق بائن آن است كه بعد از طلاق ، مرد حقّ ندارد به زن خود رجوع كند يعنى بدون عقد او را به زنى قبول نمايد و آن بر پنج قسم است : اوّل - طلاق زنى كه نه سالش تمام نشده باشد ؛ دوم - طلاق زنى كه يائسه باشد يعنى اگر سيّده است بيشتر از شصت سال و اگر سيّده نيست بيشتر از پنجاه سال داشته باشد ؛ سوم - طلاق زنى كه شوهرش بعد از عقد با او نزديكى نكرده باشد ؛ چهارم - طلاق سوم زنى كه او را سه دفعه طلاق دادهاند ؛ پنجم - طلاق خلع و مبارات و احكام اينها بعداً گفته خواهد شد و غير اينها طلاق رجعى است كه بعد از طلاق تا وقتى زن در عدّه است ، مرد مىتواند به او رجوع نمايد .
مسأله 2539 - كسى كه زنش را طلاق رجعى داده ، حرام است او را از خانهاى كه موقع طلاق در آن خانه بوده بيرون كند ، ولى در بعضى از مواقع كه در كتابهاى مفصّل گفته شده ، بيرن كردن او اشكال ندارد و نيز حرام است زن براى كارهاى غير لازم از آن خانه بيرون رود .
احكام رجوع كردن
مسأله 2540 - در طلاق رجعى مرد به دو قسم مىتواند به زن خود رجوع كند :