تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
مسأله 2330 - در صورتى انسان مىتواند ضامن شود كه طلبكار و بدهكار و جنس بدهى همه واقعاً معيّن باشد اگرچه طرفين ندانند مثل آن كه در دفتر نوشته شده باشد ، پس اگر دو نفر از كسى طلبكار باشند و انسان بگويد من ضامن هستم كه طلب يكى از شماها را بدهم ، چون معيّن نكرده كه طلب كدام را مىدهد و در دفتر هم نوشته نباشد ضمان او باطل است و نيز اگر كسى از دو نفر طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن هستم كه طلب يكى از آن دو نفر را به تو بدهم ، چون معيّن نكرده كه بدهى كدام را مىدهد ، ضمان او باطل مىباشد و همچنين اگر كسى از ديگرىمثلًا ده من گندم وده تومان پول طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن يكى از دو طلب تو هستم ومعيّن نكند كه ضامن گندم است يا ضامن پول ، صحيح نيست . مسأله 2331 - اگر طلبكار طلب خود را به ضامن ببخشد يعنى ذمّه او را برىء كند ، ضامن نمىتواند از بدهكار چيزى بگيرد و اگر مقدارى از آن را ببخشد مىتواند آن مقدار را مطالبه نمايد . مسأله 2332 - اگر انسان ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد ، نمىتواند ازضمان خود برگردد . مسأله 2333 - ضامن و طلبكار مىتوانند شرط كنند كه هر وقت بخواهند ضامن بودن ضامن را به هم بزنند . مسأله 2334 - هرگاه انسان در موقع ضامن شدن ، بتواند طلب طلبكار را بدهد اگرچه بعد فقير شود ، طلبكار نمىتواند ضامن بودن او را به هم بزند و طلب خود را از بدهكار اوّل مطالبه نمايد ، و همچنين است اگر در آن موقع نتواند طلب او را بدهد ولى طلبكار بداند و به ضامن شدن او راضى شود . مسأله 2335 - اگر انسان در موقعى كه ضامن مىشود ، نتواند طلب طلبكار را بدهد و طلبكار در آن وقت نداند و بعد ملتفت شود ، مىتواند ضامن بودن او را به هم بزند ، ولى اگر پيش از آن كه طلبكار ملتفت شود ، ضامن قدرت پيدا كرده باشد چنانچه بخواهد ضامن بودن او را به هم بزند ، اشكال دارد .