مسأله 2103 - اگر كسى مالى را غصب كند و بفروشد و بعد از فروش ، صاحب مال معامله را براى خودش اجازه دهد ، معامله صحيح است و چيزى را كه غصب كننده به مشترى داده و منفعتهاى آن از موقع معامله ، ملك مشترى است و چيزى را كه مشترى داده و منفعتهاى آن از موقع معامله ملك كسى است كه مال او را غصب كردهاند .
مسأله 2104 - اگر كسى مالى را غصب كند و بفروشد به قصد اين كه پول آن ، مال خودش باشد چنانچه صاحب مال معامله را اجازه نكند ، معامله باطل است و اگر براى كسى هم كه مال را غصب كرده اجازه نمايد نيز معامله اشكال دارد .
شرائط جنس و عوض آن
مسأله 2105 - جنسى كه مىفروشند و چيزى كه عوض آن مىگيرند ، پنج شرط دارد : اوّل - آن كه مقدار آن با وزن يا پيمانه يا شماره و مانند اينها معلوم باشد ؛ دوم - آن كه بتوانند آن را تحويل دهند ، بنابراين فروختن اسبى كه فرار كرده صحيح نيست ولى اگر بنده فرار كرده با چيزى كه مىتواند تحويل دهد و ماليت هم داشته باشد مثلًا با يك فرش بفروشد ، اگرچه آن بنده پيدا نشود ، معامله صحيح است ؛ سوم - خصوصيّاتى را كه در جنس و عوض هست و به واسطه آن ميل مردم به معامله فرق مىكند ، معيّن نمايد ؛ چهارم - كسى در جنس ، يا در عوض آن حقّ نداشته باشد ، پس مالى را كه انسان پيش كسى گرو گذاشته ، بدون اجازه او نمىتواند بفروشد ؛ پنجم - خود جنس را بفروشد ، نه منفعت آن را پس اگر مثلًا منفعت يك ساله خانه را بفروشد ، صحيح نيست ولى چنانچه خريدار به جاى پول ، منفعت ملك خود را بدهد ، مثلًا فرشى را از كسى بخرد و عوض آن ، منفعت يك ساله خانه خود را به او واگذار كند اشكال ندارد و احكام اينها در مسائل آينده گفته خواهد شد .
مسأله 2106 - جنسى را كه در شهرى با وزن يا پيمانه معامله مىكنند ، در آن شهر انسان بايد با وزن يا پيمانه بخرد ، ولى مىتواند همان جنس را در شهرى كه با ديدن معامله مىكنند ، با ديدن خريدارى نمايد .