مجبور نكرده باشد ؛ ششم - آن كه جنس و عوضى را كه مىدهند مالك يا اختياردار باشند مثل پدر وجدّ نسبت به صغير با تفصيلى كه احكام اينها در مسائل آينده ذكر خواهد شد .
مسأله 2097 - معامله با بچه نابالغ باطل است ، هر چند پدر يا جدّ آن بچه به او اجازه داده باشند كه معامله كند ولى اگر بچه به عنوان وسيلهاى براى خريدن باشد و در حقيقت ولىّ او معامله كرده باشد معامله اشكال ندارد .
مسأله 2098 - اگر از بچه نابالغ چيزى را بخرد و بچه نابالغ بدون اجازه اين معامله را نموده است ، يا چيزى به او بفروشد ، بايد جنس يا پول را كه از او گرفته به صاحب آن بدهد ، يا از صاحبش رضايت بخواهد مگر اين كه مأذون از مالك پول باشد با شرطى كه قبلًا گفته شد پس در اين صورت معامله صحيح است و در صورت مأذون نبودن بچه اگر صاحب آن را نمىشناسد و براى شناختن او هم وسيله ندارد ، بايد چيزى را كه از بچه گرفته ، از طرف صاحب آن مظالم بدهد .
مسأله 2099 - اگر كسى با بچه نابالغ معامله كند و جنس يا پول كه به بچه داده از بين برود ، نمىتواند از بچه يا ولىّ او مطالبه نمايد ، اگر مىدانسته كه معامله با آن بچه باطل است .
مسأله 2100 - اگر خريدار يا فروشنده را به معامله مجبور كنند ، چنانچه بعد از معامله راضى شود و بگويد راضى هستم ، معامله صحيح است ولى احتياط مستحبّ آن است كه دوباره صيغه معامله را بخوانند .
مسأله 2101 - اگر انسان مال كسى را بدون اجازه او بفروشد ، چنانچه صاحب مال به فروش آن راضى نشود و اجازه نكند ، معامله باطل است .
مسأله 2102 - پدر وجدّ پدرى طفل و نيز وصىّ پدر در تصرّف در اموال صغار و همچنين وصىّ جدّ پدرى در تصرّف اموال قاصرين يا قيم منصوب از طرف پدر يا جدّ مىتوانند مال طفل را بفروشند و نيز مجتهد عادل هم مىتواند مال ديوانه يا يتيم يا مال كسى را كه غائب است بفروشد و احتياط در اين موارد رعايت مصلحت وغبطه است .
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 342
مساهمون: السيد محمد علي العلوي الگرگاني
ص٣٤٢