مسأله 1990 - اگر در شهر كسى كه مىخواهد زكات بدهد مستحقّى نباشد و نتواند زكات را به مصرف ديگرى هم كه براى آن معيّن شده برساند ، چنانچه اميد نداشته باشد كه بعداً مستحقّى پيدا كند ، بايد زكات را به شهر ديگر ببرد و به مصرف زكات برساند ، ونميتواند مخارج بردن به آن شهر را از زكات بردارد و چنانچه زكات را كنار گذاشته باشد ، و تلف شود ضامن نيست .
مسأله 1991 - اگر در شهر خودش مستحقّ پيدا شود ، مىتواند زكات را به شهر ديگر ببرد ، ولى مخارج بردن به آن شهر را بايد از خودش بدهد و اگر زكات تلف شود ، ضامن است مگر آن كه بأمر حاكم شرع برده باشد يا اين كه وكيل او در قبض و نقل زكات به شهر ديگر باشد ، كه در اين دو صورت مخارج بردن آن از زكات است .
مسأله 1992 - اجرت وزن كردن و پيمانه نمودن گندم و جو و كشمش وخرمايى را كه براى زكات مىدهد ، با خود او است .
مسأله 1993 - كسى كه 2 مثقال و 15 نخود نقره يا بيشتر از بابت زكات بدهكار است ، بنابر احتياط مستحبّ بايد كمتر از 2 مثفال و 15 نخود نقره به يك فقير ندهد و نيز اگر غير نقره چيز ديگرى مثل گندم و جو بدهكار باشد و قيمت آن به 2 مثقال و 15 نخود نقره برسد ، بنابر احتياط مستحبّ بايد به يك فقير كمتر از آن ندهد .
مسأله 1994 - مكروه است انسان از مستحقّ درخواست كند كه زكاتى را كه از او گرفته به او بفروشد ، ولى اگر مستحقّ بخواهد چيزى را كه گرفته بفروشد بعد از آن كه به قيمت رساند ، كسى كه زكات را به او داده در خريدن آن بر ديگران مقدّم است .
مسأله 1995 - اگر شكّ كند زكاتى را كه بر او واجب بوده داده يا نه بايد زكات را بدهد ، هرچند شكّ او براى زكات سالهاى پيش باشد .
مسأله 1996 - فقير نمىتواند زكات را به كمتر از مقدار آن صلح كند يا چيزى را گرانتر از قيمت آن بابت زكات قبول نمايد ، يا زكات را از مالك بگيرد و به او ببخشد مگر آن كه بخشيدن فقير از طيب نفس ورضاى خاطر باشد ، پس در اين صورت مىتواند فقير ببخشد و مالك بگيرد ولى كسى كه زكات زيادى بدهكار است و فقير شده و نمىتواند زكات را بدهد ، چنانچه بخواهد توبه كند ، فقير مىتواند زكات را از او بگيرد و به او ببخشد .
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 325
مساهمون: السيد محمد علي العلوي الگرگاني
ص٣٢٥