تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل (فارسى) (1432 هـ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
پس كسى كه چند دختر دارد ، اگر به مردى بگويد : « زَوّجتُ احدى بَناتي » يعنى زن تو نمودم يكى از دخترانم را و او بگويد : « قَبِلتُ » ؛ يعنى قبول كردم ، چون در موقع عقد دختر را معين نكرده‌اند عقد باطل است . « پنجم » زن و مرد به ازدواج راضى باشند ، ولى اگر زن ظاهراً با كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضى است ، عقد صحيح است . مسأله 2380 - اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض نكند عقد صحيح است . مسأله 2381 - كسى كه دستور زبان عربى را نمىداند ، اگر قرائتش صحيح باشد و معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد مىتواند عقد را بخواند . مسأله 2382 - اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعداً زن و مرد آن عقد را اجازه نمايند عقد صحيح است . مسأله 2383 - اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد اجازه نمايند ، عقد صحيح است و بهتر آن است كه دوباره عقد را بخوانند . مسأله 2384 - پدر و جد پدرى مىتوانند فرزند پسر يا دختر نا بالغ يا ديوانه خود را به عقد ازدواج ديگرى درآورد و بعد از آنكه آن طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد ، مىتوانند آن را امضا يا رد نمايند ولى در صورتى كه دختر و پسر نا بالغ را پدرانشان به يكديگر تزويج كنند چنانچه پس از بلوغشان اجازه نكنند احتياط به طلاق ترك نشود . مسأله 2385 - دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد ، اگر بخواهد شوهر كند ، چنانچه باكره باشد