صاحب مال يا وكيل يا ولىّ او آن را به جايى ببرد حتى اگر صاحبش نيز معمولًا به آنجا مىبرده است ؛ مثلًا اسب را در اصطبلى كه صاحبش براى آن درست كرده ببندد و بعد تلف شود يا كسى آن را تلف كند ، ضامن است .
مسأله 2366 - اگر چيز نجس را براى كارى كه شرط آن پاكى است عاريه دهد ، مثلًا ظرف نجس را عاريه دهد كه در آن غذا بخورند ، بايد نجس بودن آن را به كسى كه عاريه مىكند بگويد و اما اگر لباس نجس را براى نماز خواندن عاريه دهد لازم نيست نجس بودنش را اطلاع دهد .
مسأله 2367 - چيزى را كه عاريه كرده بدون اجازه صاحب آن نمىتواند به ديگرى اجاره ، يا عاريه دهد .
مسأله 2368 - اگر چيزى را كه عاريه كرده با اجازه صاحب آن به ديگرى عاريه دهد چنانچه كسى كه اول آن چيز را عاريه كرده بميرد يا ديوانه شود ، عاريه دومى باطل نمىشود .
مسأله 2369 - اگر بداند مالى را كه عاريه كرده غصبى است ، بايد آن را به صاحبش برساند و نمىتواند آن را به عاريه دهنده بدهد .
مسأله 2370 - اگر مالى را كه مىداند غصبى است عاريه كند و از آن استفادهاى ببرد و در دست او از بين برود ، مالك مىتواند عوض مال و عوض استفادهاى را كه عاريه كننده برده از او يا از كسى كه مال را غصب كرده مطالبه كند و اگر از عاريه كننده بگيرد ، او نمىتواند چيزى را كه به مالك مىدهد از عاريه دهنده مطالبه نمايد .
مسأله 2371 - اگر نداند مالى را كه عاريه كرده غصبى است و در دست او از بين برود ، چنانچه صاحب مال عوض آن را از او بگيرد ، او هم مىتواند آنچه
توضيح المسائل (فارسى) (1432 هـ) — صفحة 513
مساهمون: السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
ص٥١٣