تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بايسته هاى فقه جزاء (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
آن كيفر اقتضا مىكند - شرطى لازم بوده و بخشى از كيفر است يا چنين نيست ؟ اگر از اين ادله به دست نياورديم كه دردناك بودن كيفر در اجراى حدود و تعزيرات شرط است ، مقتضاى اصل ، جواز بىحس كردن محكوم است . بلكه شايد بتوان گفت : در صورتى كه محكوم ، خواهان بىحس كردن خود بوده و امكان آن نيز فراهم باشد ، اجراى حد بر او بدون بىحس كردن او حرام است ؛ زيرا آزار رساندن به شخص مسلمان جز در موارد كيفرهاى مقرر شرعى ، حرام است و مفروض نيز آن است كه دردناك بودن كيفر و ايجاد درد در محكوم ، جزو اصل كيفر نيست . اما آنچه از ادلهء حدود و تعزيرات به دست مىآيد اين است كه دردناك بودن كيفر به مقدار متعارف آن ، شرطى لازم بوده و جزو اصل كيفر قرار داده شده است . در نتيجه ، بىحس كردن محكوم هنگام اجراى كيفر به گونه‌اى كه درد تازيانه يا قطع عضو را احساس نكند ، جايز نيست . رأى صحيح همين است و به چند بيان مىتوان آن را تقريب كرد .

تقريب اول ، استدلال به آيات حدود

بيشتر آيات شريفه‌اى كه متعرض بيان حدود شده‌اند ، بر اين نكته دلالت دارند كه دردناك بودن كيفر و آزردن محكوم ، شرط كيفرهاى مقرر بوده و جزو مفهوم آنها است . در آيات مربوط به حد زنا و فحشاء ، تعبير « عذاب » و « ايذاء » آمده است :
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ .
زن و مرد زناكار را هر يك ، صد تازيانه بزنيد و در اجراى احكام دين خدا نسبت به آنان رحم نورزيد اگر به خدا و آخرت ايمان داريد ، و بايد گروهى از مؤمنان شاهد عذاب كشيدن آنان باشند . « 1 » ممكن است گفته شود كه عنوان « جلد » ( تازيانه ) دلالت صريحى بر شرطيت دردناك بودن و آزار داشتن ندارد . در پاسخ بايد گفت : ذيل آيه صريحاً عذاب كشيدن را بيان كرده است ، بلكه صدر آيه نيز به قرينه «
وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ
» دلالت بر عذاب دارد . در آيهء مربوط به لعان آمده است :
وَ يَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكاذِبِينَ .
يعنى اگر چهار شاهد سوگند به اسم الله ياد كردند كه شوهر دروغ مىگويد ، عذاب از زن برداشته
هامش
( 1 ) نور آيهء 2 .