تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
گردن كج كنند و خاضع شوند » . « 1 » 2 . دعبل خزائى گفت : قصيده‌ام را براى آقايم ، على بن موسى الرضا عليه السلام خواندم و به ايشان عرض كردم : « قصيده‌ام چگونه بود ؟ » امام رضا عليه السلام به من فرمود : « آيا نمىخواهى دو بيت ديگر به آن اضافه كنى ؟ » عرض كردم : « بله ، اى فرزند رسول خدا ! » فرمود : « و قبرى در طوس كه اى واى از آن مصيبتى كه بر صاحب آن وارد مىشود كه آن مصيبت ، فشار و سختى زيادى را بر او وارد مىسازد . تا زمانى كه خداوند ، قائم عليه السلام را مبعوث سازد ؛ تا آنكه او غم و غصه ما را بر طرف سازد » . دعبل گويد : من سپس باقى قصيده‌ام را براى امام عليه السلام خواندم ، تا آنجا كه رسيد به اين قسمت از شعر كه : ظهور امامى كه حتماً اتفاق خواهد افتاد * * * و با نام خدا ، قيام مىكند و داراى بركات است حق و باطل را در ميان ما جدا خواهد كرد * * * و بر حق ، نعمت و بر باطل ، لعنت جارى مىشود . در اين هنگام ، امام رضا عليه السلام گريه‌اى شديد كرد و فرمود : « اى دعبل ! روح القدس اين را بر زبان تو جارى ساخت . آيا اين امام را مىشناسى ؟ » عرض كردم : « خير ، ولى فقط شنيده‌ام كه امامى از شما اهل بيت عليهم السلام ظهور خواهد كرد كه زمين را از عدل و داد پر خواهد نمود » . امام عليه السلام فرمود : « امام پس از من ، فرزندم محمّد است ، پس از او ، فرزندش على است ، پس از او ، فرزندش حسن است و پس از حسن ، فرزندش حجة قائم عليه السلام است . او كسى است كه در زمان غيبتش ، مردم منتظر اويند و در زمان ظهورش ، پيرو او
هامش
( 1 ) . كفاية الاثر ؛ كمال الدين ؛ ينابيع المودة ، ص 489 ؛ فرائد السمطين ؛ غاية المرام .