تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
فرمود : « پسرم ، موسى عليه السلام را جانشين قرار مىدهم و او امام پس از من مىباشد » . پرسيدم : « بعد موسى عليه السلام چه كسى امام مىباشد ؟ » فرمود : « پسر او ، على عليه السلام كه به نام رضا خوانده مىشود و در سرزمين غربت در خراسان دفن مىشود و پس از على عليه السلام ، پسرش محمّد عليه السلام ، پس از محمّد عليه السلام ، پسرش على عليه السلام ، پس از على عليه السلام ، پسرش حسن عليه السلام و سپس مهدى عليه السلام خواهد بود » . سپس امام صادق عليه السلام فرمود : پدرم از پدرش از جدش به من خبر داد كه امام على عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود : « اى على ! هنگامى كه قائم ما ظهور نمايد ، سيصد و سيزده نفر به تعداد مردان جنگجو در جنگ بدر ، همراه او خواهند بود ؛ پس هنگامى كه وقت ظهورش برسد ، شمشير بىباك او مىگويد : " اى ولى خدا ! به پا خيز ! و دشمنان خدا را به قتل برسان » . « 1 » 23 . امام صادق عليه السلام فرمود : پدرم امام باقر عليه السلام به جابر بن عبداللَّه انصارى فرمود : « من با تو كارى دارم ، چه وقتى برايت خوب است كه با تو تنها باشم ؟ » جابر گفت : « هر وقت كه باشد و شما مىخواهيد » . پس روزى امام باقر عليه السلام با او خلوت كرد و به او فرمود : « اى جابر ! خبر ده به من از لوحى كه در دست مادرم فاطمه عليه السلام دختر پيامبر صلى الله عليه و آله ديدى و آنچه مادرم به تو درباره آن چيزهايى كه در آن لوح نوشته شده بود ، گفت » . جابر گفت : « شهادت مىدهم به خداوند ! كه من نزد مادرت فاطمه عليها السلام در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم تا به او به سبب ولادت حسين عليه السلام تبريك بگويم . پس در دست ايشان لوحى سبز ديدم ، گمان كردم كه از زمرّد است در آن نوشته‌هاى سفيدى
هامش
( 1 ) . كفاية الاثر ، ص 262 .