زيرا ممكن است گفته شود كه : چنين استفاده مىشود كه اجتناب از طاغوت به هر صورت و به هر شكل كه اهم آن عبادت و اطاعت او است ، مضادّ عبادت خدا است ؛ و مثل اين آيه نيز ممكن است كه به همين معنى دلالت داشته باشد :
« وَما أُمِرُوا إِلّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدّينَ » ؛ « 1 »
« امر نشدند مگر اينكه خدا را عبادت كنند در حالى كه خالص كنندگان دين و اطاعت براى خدا باشند » .
و از اين ميان ، معناى تفسيرى كه از آيه شريفه ذيل شده است :
« فَمَن كانَ يَرْجُوا لِقآءَ رَبّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَلا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبّهِ أَحَداً » ؛ « 2 »
« پس هركس به لقاى خداوند اميدوار است ، بايد عمل صالح انجام دهد و در عبادت پروردگارش احدى را شريك قرار ندهد » .
ظاهر مىشود ، كه فرمودهاند : « وَلا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبّهِ » ؛ يعنى « لا يُشْرِكْ مَعَ عَلِيّ عليه السلام أَحَداً فِي الْخِلافَةِ » ؛ نه اين است كه مراد از ربّ در اينجا ، اميرالمؤمنين على عليه السلام باشد ؛ چون اطلاق آن بر غير خدا نيز جايز است ؛ بلكه مراد از ربّ ، همان ربّ حقيقى و خداوند متعال است ؛ ولى چون غير على عليه السلام را با آن حضرت شريك در امر خلافت و واجب الطاعه دانستن ، هيچگاه در طول اطاعت از خدا و موضوع آن قرار نمىگيرد ، - و اطاعت از غير خدا است - پس با خلوص توحيد خصوصاً توحيد در عبادت منافات دارد .
و مثل اين روايت نيز ، مسأله اطاعت از رژيمهاى مختلف غير مشروع را
هامش
( 1 ) . سوره بينه ، آيه 5 .
( 2 ) . سوره كهف ، آيه 110 .