اساس عقيده به مهدويت
اساس در عقيده به مهدويت و غلبه اسلام بر تمامى اديان و منتهى شدن سير طبيعى دنيا به حاكميت اسلام و فرامين الهى ، و يگانه شدن قوانين و نظامهاى موجود ، و خلافت مؤمنان و شايستگان در زمين ، و تبديل ترس و هراس بشريت به امان و امنيت ، و نابودى همه مظاهر استضعاف و استكبار ، همگى در همان نيروى اوّليهاى است كه به طرزى شگفت ، براى نابودى همه مظاهر شرك و استكبار و آزادسازى انسان از سلطه طواغيت و خارج ساختن بشريت از ذلّت بندگى مردم به سوى عزّت بندگى خداوند ، در نهاد دعوت اسلام و باور توحيدى و كلمه اخلاص به وديعت نهاده شده است .
اينكه مىبينيم : دنيا به سوى جامعهاى يگانه و بين المللى و ادغام بعضى جوامع در بعضى ديگر و كاستن امتيازات سياسى و نظامى و نژادى در حركت است و دانش و پيشرفت صنعتى ؛ يگانه شدن بشريت و يكى شدن اقوام و مليتهاى مختلف را ميسّر ساخته است و توسعه ارتباطات و پيوندهاى بين ملّتها و قوميتهاى گوناگون ، آن را مانند اهل شهرى ؛ بلكه محلّهاى واحد قرار داده است ؛ همگى زمينهساز آيندهاى درخشان ، بر اساس تعاليم اسلام و قرآن به شمار مىرود ؛ يعنى همانطور كه بشريت جامعههاى قبيلهاى را پشت سر نهاده و در حركت خويش ، به تأسيس جوامع شهرنشين ، براساس وحدت منطقه يا منافع سياسى يا اقتصادى يا نژادى رسيده است كه هر كدام خواستار غلبه و تسلّط بر ديگرى است ، يقيناً در همين سيرِ رو به رشد ، روزى از اين حكومتهاى جزئى و وحدتهاى ناچيز رهايى يافته و به وحدتى بزرگ و حكومتى الهى و جهانگير - كه هيچ اختصاصى به فرد يا طايفه يا منطقه يا نژادى مخصوص نخواهد داشت - دست پيدا خواهد كرد كه همانا حكومت اسلام و قرآن است ، حكومتى كه همگان را شامل